اسمش را گذاشته ام جانِ دل یعنی هم جان است و هم دل کار ما از عشق گذشته یعنی هنوز برای احساسمان اسمی پیدا نشده عجالتاً مال هم دیگر صدایمان کنید!
و پاییز در انتظار زمستان بود و شب در انتظار روز و عشق در انتظار عشق..
خوش تر از دوران عشق ایام نیست ...
قَشَنگیِه عِشق اونجاشِه کِه کِِنارِش حالِت بِهتَرینِه
آرامش ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺩﺭ توست...! |ﺑﮕﺬﺍﺭ هر چه ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ... جز ﺗﻮ ﻭ ﺗﻮ ﺗﻤﻮﻡ دنیا ﭘَﺮ ️️️
مثل گیسویی که باد آن را پریشان می کند هر دلی را روزگاری عشق ویران می کند
شب یلدا شده خود را برسانی بد نیست امشبی را اگر ای عشق بمانی بد نیست
موی تو باشد وشب را به درازا بکشد وای اگر کار منو عشق به یلدا بکشد
در انتقام و عشق زن وحشىتر از مرد است.
عشق از این بیشتر ؟ که تو لبخند بزنی،من هم برای چال گونه ات بمیرم
هم مسیر بهشت من و تو عشقِ جدا شده از دلهره ...
بی مهابا بغلم کن وسط مردم شهر /به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
ﺩﯾﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﯼ ﻋﺸﻖ، ﺳﺮﯼ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎ ﻧﺰﺩﯼ
خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد .
ای عشق تو ما را به کجا میکشی ای عشق جز محنت و غم نیستی،اما خوشی ای عشق این شوری و شیرینیِ من خود ز لب توست صد بار مرا می پزی و می چِشی ای عشق
گونه هایت سیبِ لبنان ست و من هم عشقِ سیب گاه گاهی حضرتِ آدم شدن بد نیست ... نه؟
عشق یعنی یه آقا داشته باشی که همیشه هواتو داشته باشه...
ما بندهی دل شدیم و دل بندهی عشق ...
هنگامی که به چشمانت خیره می شوم... مصمم تر می شوم؛ عشق، پیچیدگی ندارد... فقط، اندکی دوست داشتن میخواهد...! عاشقانه
سرم به مُردگی ام گرم بود قبل از تو چرا رسیدی و با عشق زنده ام کردی؟
در نگاهِ من، یک خروار دلتنگى ست ... هاى! این بود مزد عشق؟
عشق یعنی امید، یعنی طراوت باران، یعنی سفیدی برف، یعنی ساز زندگی و لبریز از خوشی و عشق یعنی راز زیستن !
گفتیم عشق رابه صبوری دوا کنیم هر روز عشق بیشتر و صبر کمتر است
«باوفا» خواندمت از عمد که تغییر کنی گاه در عشق نیاز است به تلقین کردن