حمید سالاری
تو امید من برای همیشه هستی🌸🤍
زیبای من چشم آهویی من عیدت مبارک بی نهایت دوست دارم🤍🌸
عید قربان است و من جان میدهم.
تو خلیلی و منم قربانی ات🌸🤍
بعضیا رفیق نمیشن!
یه فرشته میشن
تو جهنم زندگیت 🌸🤍
فرشته من تویی عشق زیبای من
🤍🌸تو تنها ذوق قلب کوچک منی🌸🤍
لیلی من...
من تا همیشه می مانم کنارت تا تو احساس تنها بودن نکنی و من هم با تو احساس تنها بودن نمی کنم و هر وقت دلتنگ و ناراحت و یا شاد هستی و هر چه می خواهی بگویی من با اشتیاق گوش فرا می دهم بدون اینکه تو...
محبوب دل تنهای من،
چه بگویم؟ ماه از لبخند زیبا و هلال صورتت حسود شده است،
و آهو از چشمانت به زمین و زمان شکایت میکند.
ستارهها هر شب در آسمان به دنبال رد نگاهت میگردند،
و رودخانهها از شوق شنیدن صدای تو بیقرارتر از همیشه جاریاند.
خانهات آباد، ای...
محبوب دل تنهای من
چه بگویم، که ستارهها هر شب در آسمان به دنبال رد نگاهت میگردند،
و رودخانهها از شوق شنیدن صدای تو، بیقرارتر از همیشه جاریاند.
زمین از قدمهایت برکت میگیرد و آسمان از آهِ من برای تو روشنتر میشود.
محبوب من، تو همان رازی هستی که جهان...
عشق من
تو مثل نسیمی هستی که هر بار از کنارم میگذری، جهان را تازه میکنی.
نامت را در دل تکرار میکنم، مثل دعایی که هیچگاه پایان ندارد.
هر سکوتت برای من موسیقیست، هر نگاهت چراغی در شب تاریک.
من به بودن تو ایمان دارم، حتی اگر فاصله میان ما...
پناه زندگیم هنوز دوستت دارم،
با تمام زخمهایی که نگاهت بر دل من نشاند.
اما فهمیدم،
تو راه فراموشی را برگزیدهای و از چشم هایت و اخم کردنت فهمیدم مرا فراموش کرده ای،
و من دیگر سایهای در خاطرت نیستم.
پس راه خودم را میروم،
با عشقی که درونم جاودانه...
🕊️ نماد: پرندهی آزاد
هنوز دوستت دارم،
اما فهمیدم که در خاطرت نیستم.
پس راه خودم را میروم،
با عشقی که درونم زنده است،
بینیاز از نگاهت،
و آزاد در مسیر فردا.
نامهای به تو
اگر روزی این نامه به دستت برسد، بدان که هر لحظهی نبودنت برای من دلتنگیای بیپایان بوده است. هیچ روزی در این دنیا نگذشته که تو را فراموش کرده باشم؛ نامت همیشه در قلبم جاری بوده، مثل ذکری که هر نفس با آن زنده میشود.
تو برای...
نامهای از دلِ پر بغض و عشق
محبوب دلم عزیز جانم
هر لحظه نبودنت مثل خنجری آرام در قلبم مینشیند. هیچ روزی نیست که نامت در ذهنم نچرخد و خاطرهی نگاهت در جانم زنده نشود. نگاهت برای من مثل دریچهای به آرامش بود، و آغوشت پناهگاهی که هیچگاه فراموش نمیشود....
محبوب قلبم
امروز دوباره نامت در دل من شکوفه زد. هرچند فاصله میان ماست، اما عشق تو مثل نسیمی آرام در جانم جاریست. هر لحظه که چشمهایم را میبندم، حضورت را نزدیکتر حس میکنم.
با هر نفس، یاد توست که مرا زنده نگه میدارد.
چشم آهویی من
هر صبح که چشم میگشایم، نبودنت مثل سایهای آرام اما سنگین بر دلم مینشیند. نامت را که در ذهن میچرخانم، گویی هزار خاطره زنده میشود؛ خاطراتی که هم مرا میسوزاند و هم روشن میکند.
میدانم سکوت میان ما طولانی شده، اما این سکوت برای من تنها خاموشی...
من تو زندگیم دوتا کور دیدم؛ یکی تو که علاقه منو ندید، یکی خودم که هیچکسو جز تو ندیدم!
نگاهتو دیدم تو هم توی نگاهمی...!
شب ها غرق میشم توی رویای تو...!
می دونی شونه هات برام بهشت بودن...!
عشقم دلتنگی شدیدی دارم بی قرارتم
ای عشق بترس از دل دیوانه که روزی
بیرون بزند آن رگ شهریوری ما هم
برای درک بهتر گاه گاهی رو به آئینه
تماشا کن خودت را با جنونم آشنا باشی
مرا قانع نخواهد کرد حتی کل آغوشت
مرا باید بپوشی، با تنم در تنگنا باشی
اگر مستی فراتر رفت از حدش، پشیمانیست
کمی از خوبی ات کم کن به قدر اکتفا باشی
بیا دیوانگی...
تو بی خود می کنی یک لحظه از جانم جدا باشی
تو مجبوری! به این دیوانه باید مبتلا باشی
تو باید خانه ات محدوده ی آغوش من باشد
حرام دیگران هستی، به من باید روا باشی!
فرض کن حسرت آغوش تو را دم نزنم
چه کنم بعد تو با حافظه پیرهنم
خیس دلتنگی ام و می چکم از بالشتم
تکه ای ابرم و مشغول به باران شدنم
شب فرا می رسد این غم دو برابر بشود
شب فرا می رسد آغوش تو را جان بکنم
یا...
بر شانه ام بار گران باشد
اصلا برای دیگران باشد
باشد جهنم ! او فقط باشد!
من بی توقع باشم او منت
من عاشق و او از سر عادت
یا کمتر از کم ، او فقط باشد!
من گردن و تقصیر، او باشد
یا استخوان در گلو باشد
دردش به...