متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
در سایه ی درخت
با شاخه های بید
رؤیا می بافم
برای پرنده .
آنقدر
می خوانمت
که
از یادم نری.
«سایه»
عاشق « نسیم» شد،
نسیم
در گرما گم شد
و من
به دنبال سایه
تمام بیابان را گشتم،
من
به یاد تو و گل های گلِ شمعدانی
یک بغل شعر سرودم
و سپردم به رود
تا دل ماهی ها
زخمی تیغ گُلِ رُز نشود
بی خیالم
که
چای دم بکشد
شاید امروز
سر برسد
آن عزیزی که برده ام از یادم
هنوز هم
خاطرات تو
قاب تاقچه ی
دل من است
امان
از خط اَبرویت
که خط زد
اعتقادات درونم را
بهار و صبح
هر دو
در دلم شروع تازه ی حقیقت است
که عشق،گل کند
کناره پنجره
با سلام تو
گنجشک ها
برایِ آمدنِ خورشید
پای کوبی نمیکنند
میانِ این همه سیاهی،
امید
نورِ آزادیست.
تو نباشی
جانم تنهاست
عشق بی معناست
و چشمم موّاج ترین دریاست
بین
رفتن و ماندن
مانده ام
گر بروم باخته ام
ور بمانم ساخته ام
جوانی و نفرت را
برای باریدن عجله نکن
وقتی رفت !
می فهمی.
دریا تویی و قامتِ شعرم شبیه موج-
بی اختیار، خم شده رو به کرانه ات
چشم شهر
شور نیست ،
با گذر تو شور می شود.
تو
جاذبه ی عشقی
و
دلم
به سوی تو می گردد،
در تمام لحظات.
عشق،
آغاز نیست
یایان است ،
پایان
با تو
بودن
عشق ،
کیمیاست ،
به هرکه بر خورد ،
شیفته اش می شوند
چون تو
عشق ،
حرف،
کلمه ،
نیست
تمام هستی من
از ازل
تا ابد
است.
دلم از شهد لبهای تو جامی پر عسل می خواست
بغل وا کن دل آشفته امشب یک بغل می خواست
کنار دل دمی بنشین ، که تنهایی امانم برد
نوای ساز دل بشنو دلم گویی غزل می خواست
میان خواب و بیداری خیالی راحت و آرام
دل تنگم هوای عاشقانه،...
با تــو می خواهم
از مرزهای دلتنــگی عــبور کنم
و همسفرِ قاصدک ها
به ســرزمینی بروم
که تنــها مـــن باشم و تــو
ســرزمینی که درخــتانش ســـبز
جـــویبارانش جاری
چــشمه هایش زلال
کوه هایش اســـتوار
گل هایش همیشه خـــندان
و پــروانه هایش رقصــان با لبــاس هایی از جنسِ حـــریر
دوستت دارم
نه به اندازه ی شعرها،
نه به اندازه ی آسمان ...
به اندازه ی لحظه ای
که بی هوا
اسمم را صدا میزنی
و جهان قابلِ تحمل تر می شود
آغوش تو ...
یعنی همین که حتی وقتی نیستی،
گرمای خیالت شال گردنم میشود در سردترین صبحها
بگذار هر دیوانه نگاهت کند
ولی نگذار یک نگاه دیوانه ات کند