بیو
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بیو
رها رها رها،
رها نمیکند مرا.
خیال چشم های او...
چشــم تــو نابترین قبله ی حاجات من استــ...
فهمیدن
درد
دارد.
دل
می کنم
از خود،
از تو
نمیشه.
زندگی
چیزی نیست
جز
عشق ورزیدن .
کاش
سحر
می رفتی،
تا صبح
هزارسال مانده....
تو میخندی و من از شوق دیدار لبخندت میمیرم...
روزگاریست به تماشایی تو مشغولم و خود بی خبری...
قرار نیست که از لطف دیگران سوء استفاده کنیم...
تــو نیایی تا ابد دچارم به دلتنگی...
همه جانـــم به دلتنگی تو مشغول است...
خالق این همه دیوانگی ام،
قطعا سیه چشمان توست...
دل مــا پیر نشــد،
جــز به غــم وصــال او...
هر
حُکمی
غیر از دل
بچه بازی است .
پُر شده جام امشبم
از غم لحظه های تو
بچرخ
تا
بفهمی
انسان
ماندنی نیست.
کاش
یک روز
به دیدار خودم هم
بروم.
تَش گِرتهَ روزگارم زی هَمهّ سردیِ چِشیات...
زده آتـش به دلــم سردی چشمـان خمارتــ ...
زنده را
بچسب،
مرده پرست
فراوان است.
قلبم
همیشه
می زند
امّا
برای تو
می تپد.
همه
خوبند
ولی
تو
چیز دیگری .
چشم تو در من دمیده شور و شوق زندگی را،
به تنهایی دچارم کرد چشمانش،