بیو
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بیو
بی ما به کجا،
در پی آرامش آغوش چه کس آشوبی..؟
مثل یک پرنده که بال پروازش
را شکستند زخمیم !
هر شب غمم را
فریاد میزنم در
چاه دل !
کاش میشد تا ابد در تب آغوش تو جان داد و نمُرد...
دلم مست شراب ناب چشمان خمارش گشته یا رب...
بی حد و اندازه میخواهم تو را، زیبا صنم...
دید آبادم،
دست به دستش داد که ویرانم کند...
در پیچش آن زلف پریشان سیه ات.
گم گشته خداییم...
غرق رویای تو بودن. میکشد آخر مرا...
در تب و تاب آرزوی وصل تو،
عمرم چه بیهوده گذشت...
دید آبادم،
دست به دستش داد که ویرانم کند...
زن نور است و نور را نمیتوان از دید پنهان کرد.
ز چشمان تو جستم, شور و شوق زندگی را...
عجب شوق ادامه ی حیاتی، به دلم انداخت چشمش...
خاطراتش زد سکوت آخر نیمه شبانم را شکست...
با نگاهی قلب ما را عاشق و آواره کرد،
مرا طاقت دیدار دست تو، میان دست او نیست...
در حسرت وصل تو نگارا،
رفت جانم ز دست...
در حسرت وصل تو نگارا،
رفت جانم ز دست...
کوچکترین و امن ترین جای جهان،
آغوش توست...
ته این عشق دلم باخت و چشمان تو برد...
از لعل لبت بوسه گرفتن، خود عشق است...
با خیالت زنده ام.
لحظه به لحظه، دم به دم...
گر برای وصل او،
جان هم دهم بازم کم است...