شنبه , ۲۹ دی ۱۴۰۳
نام شعر: آغوشبی صدا صدایم کنتا از ابتدا عاشق اسمم شومبی هوا در زندان آغوشتمرا حبس کناین حبس رابی تعارفدوست دارماز ابتدابیا بسازیم زندانی در همچون این زندانبان رابی تعارفدوست دارماگر باشد گناه عاشقیسنگین ترین جرم آقای قاضی پس حبس ابد اینچنین رااز تو می خواهممجید محمدی(تنها)...
نام شعر: منطقپشت من گفتی ندارم من که حتی منطقیآبرو داری همیشه کرده ام نا لایقیمی زنی تهمت چرا بر قلب این عاشق عزیز؟من که تسلیمت همیشه بوده ام ای مشرقیهرکسی لافی زده پشتت زبانش بسته شدمن نگفتم از بدی های تو همچون عاشقیبارها گفتم فرشته صفتی یادت که هست؟ماهرانه از سرم عقلم ربودی،سارقیتا ابد زیبا ترینی بهترینی مثل ماههیچ سودی این ندارد آنقدر بی منطقی مجید محمدی(تنها)...
من شکستممراقب خودت باشتا شیشه خورده های مندستان لطیف تو رانبرند مجید محمدی(تنها)...
نام شعر: کبوترکبوترباز ماهریناجوانمردانهکبوتر قلب ما رااز قفس درون سینه امپر دادو پر هایش را کَندچه دیر فهمید این کبوترهر انسانی آدم نیستچه سود دیگر؟مجید محمدی(تنها)...
سالهاستافتادم از نگاهتبعد توپا به پای دردشدم سردمجید محمدی(تنها)...
نام اثر: من تو را بیشتر از تو دوست دارمبه قلبم زخم بزن اصلازخم زدن تو را دوست دارمآتش بنداز بر ساقه امدر آتش توسوختن را هم دوست دارمدریا شو مرا در خودت غرق کنغرق شدن در نگاهت را دوست دارمباران شو بر شهر قلبم ببارخیس شدن زیر آسمانت را دوست دارمهیچ می دانی اصلا؟ من تو را بیشتر از تو دوست دارممجید محمدی(تنها)...
نام غزل: در دلم هستیدر دلم هستی و هستم ناشناسی در دلتنیست او دائم کنارت می کند روزی ولتتو نداری منزلت هرگز کنارش تا ابدمثل من تنها و بی کس می شوی در منزلتروی برگشتن نداری آن زمان در پیش مننیست نفرینم که هستی تا کمر در مشکلتمن زیادی عاشقت بودم چنین شد نازنیننازنینم این همه عشقم ندارد قابلتمن گرفتم درس سختی از تو تا پایان عمرتا که شاگردی نمونه گشته ام در محفلتمجید محمدی(تنها)...
قلب و قبل از دیدنت من پرورش دادم چرا؟تا کسی آمد نگیرد قلب را از دست مامثل دکتر می شکافی قلب را با آن نگاهتا بدزدی قلب من را از خودم ای دلربااین دلم تا دید چشمت را فراموشی گرفت ای غریبه کرده ای با این دلم آخر چه هاتا که دیدم من تو را در دل غریبه گشته امچشم زیبایت دلم را برده هر دم در فنامن شدم فارغ ز آنچه بوده ام دانا عزیزهرکسی عاشق شود باید چنین باشد چرا؟مجید محمدی(تنها)تخلص تنها...
چشمانتدریایی ستکه دائم مرادر خودش غرق میکندمجید محمدی(تنها)...
ویرایش شدهنام غزل: دلدادگیهرکسی دارد به سینه درد پنهان ای خدادرد قلب ما که شد دلدادگی نزد شمادرد بی درمان که درمانی ندارد غیر عشقدرد ما درمان ما تنها تویی ای عشق ماعاشقانه کن صدایم عشق من ای نازنینمی تپد قلبم برای آن صدا کردن چرا؟می شود این دل فدایت تا بگویی این سخنعاشقت هستم همیشه می پرستم من تو راآن نگاه دلربایت می کند دل را شکاربوده ای صیادِ قلب خسته ام بی ادعامجید محمدی(تنها)تخلص شعری شاعر:تنها...
نام غزل: دلدادگیهرکسی دارد به سینه یک غم پنهان خدادرد قلب ما که شد دلدادگی نزد شمادرد بی درمان که درمانی ندارد غیر عشقدرد ما درمان ما تنها تویی ای عشق ماعاشقانه کن صدایم عشق من ای نازنینمی تپد قلبم برای آن صدا کردن چرا؟می شود این دل فدایت تا بگویی این سخنعاشقت هستم همیشه می پرستم من تو راآن نگاه دلربایت می کند دل را شکاربوده ای صیادِ قلب خسته ی من بی ادعامجید محمدی(تنها)تخلص شعری شاعر:تنها...
نام غزل:دلدادگیهرکسی دارد به سینه یک غم پنهان خدادرد قلب ما که شد دلدادگی نزد شمادرد بی درمان که درمانی ندارد غیر عشقدرد ما درمان ما تنها تویی ای عشق ماعاشقانه کن صدایم عشق من ای نازنینمی رود قلبم برای آن صدا کردن چرا؟می شود این دل فدایت تا بگویی این سخنعاشقت هستم همیشه می پرستم من تو راآن نگاه دلربایت می کند دل را شکاربوده ای صیادِ قلب خسته ام بی ادعامجید محمدی(تنها)تخلص شعری شاعر:تنها...
نام شعر: کجایی؟این مَنِ بی تومن نیستپس کیست؟خودم هم نمیدانم که آن چیست؟که درون مرا میخوردو تفاله اش را به بیرون پرت می کنداین مَنِ بی تومن نیستهیچ نیستجز سرگردانی مطلقمی چرخد دنیای بی تو دور سرماما تو را نمی یابد راستی کجایی تو؟مجیدمحمدی(تنها)...
یک قدم فاصله بین ما قد کشیدهبا پای پیادهدنبالت دویدم سال هااما هرگز به تو نرسیدممجید محمدی(تنها)نام شعر:فاصله...
باشد برو به هر جایی کهباد تو را برد برواما یادت باشد که بدون من جایی نریمجیدمحمدی(تنها)نام شعر:باد...
به فرض اینکه خورشید غروب کندبه فرض اینکه ماه طلوع کنداین دل من از دل تو دل نمیکندپس بخوان سرود عاشقانه راو بده به دست نسیم تا به گوشممژده دهد سرود عشق هامان رامجید محمدی(تنها)نام شعر:سرود عاشقانهتخلص شاعر:تنها...
آمدی در این حوالی، باز هم پیچیده بویتعطر خوبت می کشاند، قلب را هر لحظه سویت...
نام غزل:دختری از جنس ماهبس که زیبایی هوایی می شود دل بی هوادر هوایت می رود هردم دل از کف دلربانازنینم تو که هستی دختری از جنس ماهبس که ماهی دل به درد عاشقی شد مبتلااین منم عاشق گناهی تو نداری ماه مندل گناهی مرتکب هرگز نشد غیر از شماکن تو زندانی مرا در این دلت با جرم عشقمی کنی هردم مجازاتم چرا با بوسه ها؟آنچنان می خواهمت باید شوم حبس ابدانفرادیِ دلت باشد دلم تا انتهامجید محمدی(تنها)...
نام شعر: تو هم مثل منخیاطم باشبدوز دلت را به دلممن تو راثانیه به ثانیه نفس میکشمزندگی ات میکنم تا تو سیر کنی در هوای منتا بی هوا هوادارم باشینقاشم باشخودت را عاشق من بکشآشیانه من را در آغوشت بکشمن را تنفس کندر هوایم سیر کندر بالون عشق مانبی صدا فریاد کنکه تو هم مثل مندوستم داریحتی بیشتر از جانمجید محمدی(تنها)...
نام شعر: با رفتن توبا رفتن توهمسفر تو جان من استجان به جانش بکنند این جان مابه جان تو سوگند از تو دل نمی کندچون که بی تو پاییز است تمام پس کوچه های شهر دلمبی توحتی این حوالیپرنده پر نمی زندحتی خورشید همصبح ها بی تو خواب می ماندماه هم بی روی ماه توفکر خودکشی گاهی به فکرش میزند می ماند این دلم بی تو به ساندختر بچه ای که در پس کوچه های دلتگمگشته استاو گریان است وُ کسی دست او رانمی گیردمجید محمدی(تنها)...
نام غزل:بی وفااز کنارم می روی باشد برو ای بی وفامی روی باشد برو، تو بی صدای بی صدایک زمانی می رسد دستم ببوسی نازنین التماسم تو کنی اما نبخشم من تو راتا صدایم میزنی من نشنوم ای مهربان در دلت تا هلهله باشد نباشد دل سرادیگری مانند من نی او خیانت می کندمثل قلبت بی وفایی می کند آن بی حیاآمدم این را بگم بعدم برم از خاطرتتو نیاوردی به جا تنها* منم ای بی وفامجید محمدی (تنها)تخلص شاعر:تنها*ایهام:۱ خود معنی تنها بودن۲ ...
نام شعر: تو هم مثل منخیاطم باشبدوز دلت را به دلممن تو راثانیه به ثانیه نفس میکشمزندگی ات میکنم تا تو سیر کنی در هوای منتا بی هوا هوادارم بشینقاشم باشخودت را عاشق من بکشآشیانه من را در آغوشت بکشمن را تنفس کندر هوایم سیر کندر بالون عشق مانبی صدا فریاد کنکه تو هم مثل مندوستم داریحتی بیشتر از جانمجید محمدی(تنها)تخلص شاعر:تنها...