شعر سپید
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر سپید
زل زده در نگاه من نگاه شاعرانه ات
جنون گرفته طبع من از حس عاشقانه ات
واژه، واژه خط به خط مشتاق روی ناز تو ..
بجز نگاه نازتو نیست به دل بهانه ات .
گذر زمان
زمان روی صندلی شکسته
به خواب رفته بود، ولی گاهی
خندهای خاموش در گوشِ
دیوارهای خانه نجوا مییکرد
رسم روزگار، ✍🏼
آدمها اول با لبخند
به روحت نفت میریزند
بعد از تعجب میپرسند:
چرا سوختی؟
دوستت دارمهایشان
همچون سیگار بود؛
روشن که کردند
کام گرفتند
و تهِ مانده مرا
در خاکسترم
دفن کردند.
نسخه ارزان
دکتر امشب بهرِ دلم نسخهٔ ارزان بنویس
گر که ارزان نشود، رنجِ فراوان بنویس
دو قلم قرصِ مسکّن بنویس بهرِ شفا
باقی آن را همه، اشکِ باران بنویس
هفت اندامِ منِ خسته غرقِ درد و مرض است
تو بیا لااقل امشب لبِ خندان بنویس
خورد و خاکشیر شد...
از جفایت آنچنان دلگیر و پریشان گشته ام
گر تو روزی در بهشت آیی جهنم می روم
حال دل
حال دل پرسید و گفتم خوبم باࢪها؛
خوبم... اَما خوب ویࢪانم، نفهمیدۍ مرا!
یک بغل شور و نشاط با یک پیاله اطلسی
زیر قیمت می فروشم ، مشتری هستی عزیز
میدهم ارزان فقط با یک نگاهِ مست تو
نقد نیست نسیه حسابش می کنم،هستی عزیز
پدرم به تنهایی یک لشکر بود
چامک
✍🏼دوستت دارم
حتی حالا،،
حتی وقتی فاصله
بین مان نام های مختلف دارد:
قبر، خاک، آسمان، سکوت
دوستت دارم و این عشق
هیچ راهی برای رسیدن ندارد
جز دور زدنِ مدامِ دلتنگی.
باغچه، خانه مان هنوز همان
تکدرخت تاک پیررا نگه داشته
انگار...
سال ها ست، بر روی
درخت افکار م، نخی
در هوا می رقصد،
گویا بادبادک آرزوها م
گیر افتاده. میان
آسمان و زمین
در غرقابی چشمانت
احساس چکامه ای
تراوش میکرد
به زیبایی عشق
در دل شب سخن عشق و سکوت
کهنه رازی، ست که اسرار نهانم ببرد
شب یلدا
شبِ یلدا، قصهها زیبا تر شد
دل از این طولِ شب، هشیارتر شد
کنارِ هم نشستیم و زمان گفت
زمستان هم کمی کوتاهتر شد
انار از خنده در دستِ تو وا شد
شب از عطرِ تو خوشرفتارتر شد
اگر خورشید دیر آمد چه باک است
دلِ ما شب...
چامک
گل شب بو
تو را هر روز بو میکشم
عطرتو در ریههایم
ریشه کرده، ست
تو گل نسترنی
که در گلدان قلبم
بیصدا قد کشیده ای
نگاهت مثل نور ماه
بر دیوار احساسم میرقصد
و قلبم پر از محبتی ناب
میشود
باران بودنت
کویر تنهاییام را
سیراب کرده است...
خنده غم
خنده های لب من از غم نا دیدن توست
خنده بر غم، تو ندانی چه تماشا دارد
فریاد
مثل شمعی له شدم در زبر پای بادها
پنجه ای کو تا شکافد سینه ی فریاد را
شعرهایم میفروشم، واژه ها را میخری ؟
خسته از رنج و دروغم، شعر همراه میبری ؟
شاعری هستم شکسته، مونسم شعر وغزل
دفترم را میفروشم، ساز و آوا مــــیخری
شب یلدا
شب یلداست و در دل، قصهای پر از شور
هر کسی در انتظارِ لحظهای پر از نور
دور هم جمعیم، شب تا صبح بیداریم
در دلِ سردِ زمستان، اما در کناریم
انار و هندوانه، سفرهامون پر از رنگ
قصهی شب، سرشار از یاد همدیگر
شمعها روشن، دلها گرمِ...
ترانه پاییز
توی جادههای پاییز | که دلم هواتو کرده
چه روزایی که رفتن | و خاطره هاش شده یه عقده
کافههای دنج شهرم | جای میعاد دلا بود
اما حالا دیگه نیستن | جدایی قسمت ما بود
یادته همش میگفتی | عاشقم به بوی گیسوت
هنوزم برات همونم |...
تو را ای آشنای دور،کجا جویم به آوایی
فقط دارم زِ تو تصویری ازروزای پایانی
بیا برگرد سهم ماها غصه خوردن نیست
بیا در باغ رویاها بِگَردیم با غزل خوانی
مرا با خود ببر جایی، نه غم باشد نه تنهایی
نه زخمی از زبان کس، نه زهر تلخ رسوایی
مرا...
حبه قند ✍🏼
تا دیگر بارِ تو را می بینم
مثلِ هر بارِ دیگر غمگینم
کی شود بار دیگر باز آیی
من از آن خالِ لبت گل چینم
قدر هر ثانیه را میدانم
قدر آن لحظه که نزدم بینم
چقدر مست و سرِ حالم من
با همه تلخ با تو...
رویای خلیج
قطره ام اما هزاران رود همراه من است
غرق رویای خلیجم موج دریا دیده ام
تک بیت ✍🏼
دایما در حال تغییرم، مپرس حال مرا
بارها از دیدن تصویر خود جا خورده ام
✍🏻 جانان من،،،،
در کلاس عشق تو آن کهنه شاگردم که باز
می نویسم با غلط من دوصطط دارم زیاد
توهمان استاد ماهر بعد هر خبط و خطا
بانگاهت آتشی افکنده ای بجان ما،،
رسوا کن
درسینه ات جاکن مرا،دلداده معنا کن مرا
دیدی که لایق نیستم،آنگاه حاشا کن مرا
بگذارمهمانت شوم،جان داده قربانت شوم
ازعشق تومست آمدم،بابوسه شیداکن مرا
دل درپی ات درتاب وتب،نام تورا دارم به لب
شب تاسحر،چشمم به در ،درگیررویا کن مرا
روح وروانم گشته ای،آرام جانم گشته ای
یادست...