رسیده سر سالو سفره ی هفت سین ببین که بغض بابا چهره ی غمگین نشسته با لباس کهنه آبرومو برده که اسم مرد روی من خورده حالمون خرابه مثل حال ایران پایتخت آرامش مثل تهران که عیده میخندن همه شاد و مستن آره جیبا پر پول به ریشت بخندن ما...