بیو
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بیو
بی تو در خلوت خویش،
گم کرده ام چشم تو را...
با خیالت زیستن را خوب به دل آموخت فراقت...
من ز ناچاری دچارم با خیالت زیستن را...
جرعه ای از عشق تو نوشیدم و رسوای عالم شد دلم...
زیر آوار خیالت،
دل ما گشته اسیر...
ناگهان رفت نفس در پس دلتنگی تو...
گر به دل آه شود حسرت دیدار نگاهت، چه کنم..؟
تو چون نشستی در نظر،
دگر به سر نباشدش خیال کس...
با نگاهش دل که نه، جـــان میبـــرد...
جهان هرچه دارد، جمله است؛
تو اما
شعرِ منی
آه چرا سهم من از تو و کنج لبات آه و فقط آه شد...
بدون تو گریزانم از این دنیای پوشالی...
چشم تو دیوانگی را به دل ما آموختـــ...
روز تولد آب
تو در کدامین دریایی؟
تا دعوتت کنم؟!
در قلب تو شهیدم،
دیگر
نیازی به قبر ندارم.
تمام من،
لبریز است،
از تو...
ساکت،
قبل از هر سنگی
من از مادر زاده شدم.
دعایم نکن،
تا بعد از تو بمیرم -
نمیتوانم!
زود برگرد
تنهایی دارد،
پنجرهها را میبلعد!
زود برگرد،
بیتو بودن،
دارد کورم میکند!
شلیکی ناوقت،
بر قلب من خورد -
اینگونه مردم!
شعرهایم،
به پای عشق تو -
همیشه شهیدند!
شبی سرد -
سوسوی فانوسی و
پچپچ دو عاشق.