متن عشق
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عشق
تو را دیدم و در دم دلو شیدا کردم***ولی افسوس که این راز هویدا کردم
رفتی و دور شدی از دل دیوانه من***این میان سوختم و تجربه پیدا کردم
در غبارِ بیکرانِ روزگار، من تو را یافتم
در میانِ تازیانهیِ زمان، من تو را یافتم
جهان، برگی بود و از پایِ پایی، میافتاد
در میانِ ریزشِ این هستی، من تو را یافتم
اگر هستی به شعله، در میانِ من زبانه میکشد
در میانِ آتشِ این بودن، من تو را...
نمیدانم،
چشمانت زیرنویس ندارد
من هم زبان عشق را
نمیفهمم.
درست متوجه نشدم،
اما به گمانم
مرا دوست داری
به دندان می کشم
عشق را
تا کلاغ روزگار
جوجه هایش را پرپر نکند
بعد تو خودم را من به سختی روبراه کردم***برای بردنت از یاد خودم را زابراه کردم
در اوج سختی و محنت خدایم را صدا کردم***خودم را از وجود تو چه زجرآور جدا کردم
احساسم را پذیرفتم که وقف نابجا کردم***مکانت را از قلبم به بیرون جابجا کردم
تو را از...
از محنت عشق گر بمیری غم نیست***در وادی عشاق مصائب کم نیست
حیران و هراسان دهه ها باید زیست***تا پی ببری عشق فرجامش چیست
تا نیست نگردد همه هست و نیست***هرگز تو ندانی یکدلی کافی نیست
گر پند گرفتی آفرین،احسنت،بیست***هیهات و افسوس دگر فرصت نیست
عشق
حرف
واژه
جمله
شعر نیست
گاه
نقطه ایست
از تو
روی قلب من.
بهار و صبح
هر دو
در دلم شروع تازه ی حقیقت است
که عشق،گل کند
کناره پنجره
با سلام تو
تو نباشی
جانم تنهاست
عشق بی معناست
و چشمم موّاج ترین دریاست
بین
رفتن و ماندن
مانده ام
گر بروم باخته ام
ور بمانم ساخته ام
جوانی و نفرت را
من زخم های بسیاری به تن دارم
اما تو زیباترین زخمم هستی
عزیزترین و عمیق ترینشان...
چشم شهر
شور نیست ،
با گذر تو شور می شود.
تو
جاذبه ی عشقی
و
دلم
به سوی تو می گردد،
در تمام لحظات.
عشق،
آغاز نیست
یایان است ،
پایان
با تو
بودن
عشق ،
کیمیاست ،
به هرکه بر خورد ،
شیفته اش می شوند
چون تو
عشق ،
حرف،
کلمه ،
نیست
تمام هستی من
از ازل
تا ابد
است.
عشق
رؤیاست،
که
با تو
حقیقت می یابد .
دیدم ای دل
دیدم ای دل، خندهها تزویر بود
آنچه میدیدم همه تصویر بود
دیدی آخر، عشق را کشتند باز؟
ماند از آن، مشتی آوازِ و ساز
دیدم این آیینه ها زنگار داشت؟
هر که میخندید، صد آزار داشت
دیدی از آیینه ها ترسیدهاند؟
با حقیقت سالها جنگیدهاند
دیدم آخر،...
♥️ عشق
اقیانوسی ست که عاشق و معشوق در آن غرق
شده باشند .
♥️ عشق
به معنای دوست داشتن بی پایان است .
«آرام آرام»
آرام آرام
دارم
شبیهِ زنی میشوم
که میتواند
در آینه
چند ثانیه
بیشتر
دوام بیاورد.
زنی
که دیگر
برای دوستداشتنی بودن
اینهمه
از خودش
کم نمیکند.
این روزها
وقتی موهایم را
پشتِ گوشم میبرم،
یا پیراهنی روشن
روی تنم
مینشیند،
چیزی در من
آرام
لبخند میزند.
نه به...
«این روزها»
این روزها
چیزی در من
آرامتر نفس میکشد؛
انگار
یک زنِ خسته
گوشهای از دلم
بالاخره
نشسته باشد
کنارِ پنجره
و چایِ عصرش را
بیعجله بنوشد.
این روزها
کمتر
با غم
هماتاقم؛
بیشتر
موهایم را
روی شانههایم
رها میکنم،
پیراهنهای روشنتر میپوشم،
و گاهی
بیدلیل
برای خودم
گل...