متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
تا میرسد غمت
چنان نبض و نفس را میپراکند
که دست باد
برگبرگ خاطرههای درخت را...
منتظر افتادن آخرین برگ پاییزی ام.
شاید قبل از افتادن آخرین برگ آمدی، شاید...
عصر پاییز عجب حال و هوایی دارد،
میکند دیوانگان را عاشق و مست و خراب...
یک گاز سیب
که خواسته ی معشوق است
به هزار بهشت
می اَرزد.
مراقب باش
از دهن نیفتم
اونوقت
مثل بقیه میشم .
قسم ،،، بر زیتون چشمانت
دنیای بی تو ،،،
برایم مکروه که نه ،
حرام ابدیست !
بر سنگ سرد خاطره ها می نویسم ،
او رفت و بر دل جا ماند ،،،
حسرت یک نگاه !
آنجا که نگاه تو ،،، باشد
شکوفا می شود باغ دیدگانم !
اگر جز تو به فکر همدمی باشم.
سزاوارم به ویرانی...
چه رنجی میبرد.
آنکس که در دام نگاه تو.
گرفتار است و از آغوش تو دور...
دستی از سرد خزان بگرفته شهریور به قرض
ورنه عاقل هرگز این گرمی به سرما ندهد
وقتی نیستی.،
پاییز آغاز یک دلتنگی بی پایان است...
با تو از گردشِ ایام مرا باکی نیست
آمدی، آمدَنَت پاقَدَمِ پاییز است
آن زمانی که ز دلتنگی چشمان نگاری خیسی.
چاره ای نیست به جز ترک وطن را گفتن..
مشکل از پاییز و دلتنگی او نیست که نیست.
مشکل از ماست که بی آغوش او، همه شب دلگیریم...
بس نبود دلتنگی های هر شب آغوش او،
موج دلتنگی ز سمت پاییز هم سر رسید...
بس نبود دلتنگی های هر شب آغوش او،
موج دلتنگی ز سمت پاییز هم سر رسید...
بس نبود دلتنگی های هر شب آغوش تو،
باد سردی و کمی دلتنگی پاییز هم از راه رسید...
نمیدانم تو نیستی،
یا که پاییز اینقدر بی رحم و دلگیر است...
دلتنگی نبودنت کم بود،
حال غروب های پاییز هم بهش اضافی شد...
هر شب به یاد خاطرات چشم او،
باران که نه طوفانیم...
هنوزم مثل قند است آن لبانت.
که هر چند تلخ باشد آن زبانت...