متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
کجایی عشق بی پایان،
بیا که جمعه ها بد بی تو دلگیر است...
عجب چشمان بی رحمی.
شکست درسینه قلبی را،
که مملو بود از عشق و هوایش...
درست از آن زمانی که به دل افتاد مهر تو،
به دلتنگی دچارم کرده آن ناز و ادای تو...
دوای درد بی درمان دلتنگی،
فقط دیدار چشمان سیاه توست...
در پس نامهربانی های آن چشمان تو،
جان شیرین ترک تن کرد، نمیدانی بدان...
تا به دل حسرت دیدار تو هست،
زندگی تلخ تر از قهوه به کام دل ماست...
میان این همه اندوه بی پایان،
بیا آغاز حال خوب دل باش...
دل به هوای بوسه از چشم تو.
توبه ی صد ساله شکست...
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پائیز شد
مهرت از دلم رفت و صبرم لبریز شد
شعـــر های مــرا،
وجود چشمان توست که خواندنی تر میکند...
عجب حماقتی!
دنبال نقاشی هستم
تا چروکهای صورتم را پنهان کنم.
بر روی ران زنی،
رقص و سماع میکند
دوک نخریسی...
در کوچهمان
دروازهی آبی خانهای
دلم را میلرزاند.
بوی خاک میآید!
در کجا،
چشم انتظار نوروزی،
ای بهار!
من کی بدون تو زندگی کردهام!
که اینبار
دومین بارم باشد؟!
تو تمام دنیای منی،
و ساکن این دنیا،
تنها یک نفر است...