متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
نمک
بریز ،
تا شعرم
زخمی
رَدِ جوانه ی نیم سوخته نباشد.
باید چشمانتـــ را
در ویترین دل گذاشت
و سالهای سال پرستید...
چشـــم خـــود درویــش کـــن،
این تن ویرانه دیگر سهم آغوش تو نیست...
بیا با بوسه ای درمان بکن،
این درد بی درمان عشقی که دچارم را...
ســــرگرم
زندگی کردن
با خاطراتی
هستم که
برایم ساختی
و رفتی...
سرما
استخوان شاپرک را نوازش می دهد
بعد از
وداع جانسوز شمع.
از نگاه پنجره
شعر می ریزد
تا امتداد کوچه ،
آنجا
که مرز ماندن و رفتن تو بود .
کاش
نسیمی
بوزد،
و
غم های تقویم را
با خود ببرد.
نشست
و
نفسش را
چاق کرد،
« جاده »
امّا
با اولین پُک
برخاست
تا راه گم نشود .
خاطرم نیست
شبی،
چشم تو
در چشمه ی چشمم
نَبُوَد.
به آغـــوش تـــو محتاجـــم،
کجــاس آغــوش پــر مهــرتـــ...
که به دل خوبـــ نشسته،
چشــم و امـــواج خیالتـــ امشبـــ ...
ســردیِ چشمانش باعثـــ شــــد،
گرمیِ آغوشم در تنـــم حبـس شــود...
یکـــ نفــس
عطــر تــنتــ
بــس استــ
برای دیوانگی...
جـــان به غیر از وصـــل تــــو.
چیزی نخواهـــــد از خــــــدا...
دل
بَردار
تا
دل
بَری
با دلبری
از دلبر .
همیشه
بهار
از زمستان
شروع می شود
وقتی
یخ
می ترکد
از خنده ی شکوفه.
خوشتــر از آغــوش تو نیستـــ به عالــم،
به خـــدا نیستــــ که نیستـــ...
بر می گردی
یا
می گردی
در خاطرات شهر شلوغ ذهنم
تا مُردن.
که بهشتم همه خندیدن توست،
وقتی محکـــم غرق آغوش منی...
هنوزم هوای ابری چشمانم،
با مرور خاطرات توست که بارانی میشود...
هیــچ کجــای این جهــــان.
از فکــر و خیالتـــ در امـان نیستــم...
با رفتن تو
شکست
قلب من و
عکس تو و
شیشه ی خاطرات .