متن مادر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات مادر
بر دوش پدر خانه ای ساختیم که ستونش شانه های مادر بود
پدر و مادر، دو خدا که روزی نخواهند بود
قدر بدانیم
مادر
یعنی تنها کسی که وقتی همه رفتند، میماند.
نه از روی وظیفه،
از روی این که تو برایش وظیفه نیستی،
خود زندگیای.
مادر یعنی جایی که همیشه میتوانی برگردی، حتی اگر خودت را #گم کرده باشی. 🖤
طُ، احساس رویش گیاه در بهاری
ذوق پروانه به پرواز
آرامش برگ در نسیم
و من
خاک خستهای که سالهاست
فقط به تو فکر میکند
تا شاید
یک روز
در تو ریشه بدوانم...
-------------------------
#سردار
[ سردار ] :
روزهای کودکیام را که به خاطر میآورم
همیشه تو نقش_اولش بودی
در لبخندها، در سختیها
اولین راه رفتن ...
حتی اولین کلمه تو بودی مامان
ذره ذره آب شدی
تا قطره قطره جان بگیرم
حالا من بزرگ شدهام
تو اما دیگر نیستی
نه در کوچه، نه...
وکیل پایه یک هم فقط "مادر"
که اصل ماجرا هر چی باشه
باز هم بچه ش بیگناهه و ازش دفاع میکنه
شب ها، دلم لجباز و
بهانه گیر شده
با هر نفس که
بی حضور تو میگذرد
ترک میخورد،
میبارد،و قلب م
بدون عطر نفس ت
دوباره بهانه
از سر میگیرد.،
مادر
دیروز یک پیرزن را دیدم
همان رنگ موهایت را داشت
ایستاد. نگاهم کرد
گفت: پسرم داری گم میشوی؟
گفتم: مادرم را گم کردم
دستم را گرفت
چند قدم رفت. بعد ایستاد
هیچی نگفت. فقط دستم را فشرد
همان لحظه فهمیدم
مادرها در دستهای پیرزنها جاری میشوند
تمام نمیشوند. فقط قالب...
دیروز کاجی را بریدن
احساس کاج از اندوه کبوتران پیدا بود
---------------------------------------------------
دیروز یک پیرزن را دیدم
همان رنگ موهایت را داشت
ایستاد. نگاهم کرد
گفت: پسرم داری گم میشوی؟
گفتم: مادرم را گم کردم
دستم را گرفت
چند قدم رفت. بعد ایستاد
هیچی نگفت. فقط دستم را فشرد
همان لحظه فهمیدم
مادرها در دستهای پیرزنها جاری میشوند
تمام نمیشوند. فقط قالب...
مادری دارم به زیباییِ بہشت
نامش ایران ، روسریِ او آبی خزریست
و دامنِ پاکش ، خلیج تا همیشه فارس
در مدح مادر انقدر کافی که بنویسم بنظرم زیباترن نعمت خدا هستش...
به افتخار مادران سرزمین مادریم که دارن روزانه کوهی از مشکلات و سختی هارو با خودشون حمل میکنن و کسی کارشون نمیبینه و میگن شما که خونه داری ، سخت ترین کار بر دوش مادرانمون هست.
دست تک...
خدای غفّار
دنبال بهانه ای است تا از گناهان بندگانش بگذرد،
و چه بهانه ای زیباتر
از رخسار نگران مادر..
سایه پر مهر مادر بسیار بلند است
حتی اگر
فرزندش آنطرف دنیا باشد
باز هم بر سرش می رسد
در ناگذر ترین حالت ممکن به سر میبرم تمام جان به سختی نفس میکشد درد را تنفس میکند ..
نام دیگر مادر
« باب الحوائج » است..
مادر رفت..
خدا رحمتش کند،
پشت سرش
« ما » هم رفت
بی تو اصوات محبت چیز کمی داشت هنوز
خورشید از اندوه دلت حال بدی داشت هنوز
دست پر مهر تو دریای محبت می شد
بی تو چشمان ترم خواب بدی داشت هنوز
چادرت بوی اقاقی عبادت میداد
بی دعایت بخت من نقش کجی داشت هنوز
می نویسم از تو از...
مادر
یک دست است؛
روی شانهات که مینشیند
فرو نمیریزی.
تنها مردی که در او نیرنگ و ریا نیست پدر است
تنها زن که نگاهش بی ریاست مادر
امروز هم نمردم مادر،
نه برای خودم—
برای دستی
که هر بار
گریهات را
از گونهی جهان
پاک میکند.
«مادر»
ای آخرین فرجود اهورا،
آخرین شاهدختِ نور،
ای پریزادِ سپنتا،
یادآورِ باران،
شورِ پیدا و پنهان،
جلوهی سروش و سرور.
تو، ای پناه،
ای آرام؛
شاهکارِ آفرینش،
ای مهربانو،
ای مهربان؛
آغوشِ نگاهت،
لبریزِ آرامش.
ای آنکه
زیباییِ سپیدهدم از توست،
شوقِ روشنایی میجوشد از تو؛
ای درمانِ هیاهوی...
لبخند توای مادر همواره مسیحایی ست
هم مظهر عشق است و هم مظهر زیبایی ست
دامان پر ازمهرت چون دشت شقایق ها
ای سبز ترین دامن. دشتت چه تماشایی ست
با ذکر و دعای تو آسوده دلم دائم
زیرا که در اذکارت انگیزه و گیرایی ست
تو هاله ی خورشیدی...
تا که با نام تو مادر می خورد شعرم رقم
می تراود چشمه های ذوق از چشم قلم
تا به نام نامی ات آغاز، کردم شعر را
بیت ها بیت المُقدس شد غزل شد محترم
من در آغوش تو فهمیدم زبان عشق را
در دهانم واژه ها گل می کند...