متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
آسمان دل و دماغ ندارد
هم نفسی نیست که شرح دلش را با او بگوید
زمین مثل کودک یتیمی زانوی غم به بغل گرفته است.
سرعت ماشین رو کم می کنم
کوچه ها پیچ در پیچ است
همین جا ماشین را پارک می کنم.
ملالی طویل از خاک کوچه ها...
من به قربان ِ گل های پیرهنت
آمدی تا شوم مستِ بوی تنت
لاف می زنم فراموشت کرده ام
هنوز تکه ای از عشقت را نگه داشته ام
قلبم که درد می گیرد
زیر زبانم می گذارمش
موهای تو شبیه به دریاست
منم غرق شدم در امواج اش
می دانستی اگر دریا بفهمد
نمی گذارد ماهی ها حتی یک تار مویت را ببینند
به هر حال صید تو می شوند
چشمانت زیباست !
چشمان تو برایم شبیه به آلبوم عکس می ماند
پلک که میزنی
هر ورقش بوی تو را می دهد
و من ورق میزنم فردا را
اما می دانی
اصلا چشمان تو قابل توصیف نیست
می شود در آن عشق را بو کرد
زیبایی را جرعه جرعه نوشید...
پناه !
باران ، با دعای تو می بارد
با بوی خیس نرگس
با بوی لبخند ماهی ها و
محبوبه های شب !
ای کاش با تو نسبتی می داشتم
همچون بهار با شکوفه یاس
ماه با موج دریا
ساعت خورشید با آسمان و
تبسم بر روی لبان شما !...
Noctis
Part¹ :
شب سردی بود؛ همون شبا که باد انگار داره رازهای مرده رو تو کوچههای خیس پخش میکنه.
تو، با هودیِ مشکی و نگاه سردت، میرفتی جلو آروم، سنگین بدون اینکه به کسی حتی نیمنگاه کنی.
صدای قدمات خیس آسفالتو میبُرید،
و بوی خونِ قدیمی از لابهلای هوا...
.
𝑰 𝒘𝒂𝒏𝒕 𝒕𝒐 𝒃𝒆 𝒂 𝒃𝒖𝒕𝒕𝒆𝒓𝒇𝒍𝒚 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝒈𝒐𝒆𝒔 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆
𝒇𝒍𝒐𝒘𝒆𝒓𝒔 𝒐𝒇 𝒉𝒆𝒓 𝒅𝒓𝒆𝒂𝒎𝒔 ...
میخواهم پروانه ای باشم که به سمت گل های
آرزویش میرود ...🦋
دیوار دوست داشتن کوتاه نیست
اما تو اگر بخواهی تا ثریا
برای دوست داشتنت قَد میکشم🫠
سهم تو شد چون دنیای من
سهم دلم شد چشمای تو
تا تو چو دل بردی از دلم
پس تو شدی عشقم، خوشکلم
اسم تو درمونم میکنه
رفتنت ویرونم میکنه
برد دلم را دنیای تو
برد غمم را رویای تو
اگر روزی مرگ بیاید،
به او میگویم صبر کند؛
باید آخرین بار
نامِ تو را
روی لبهایم امتحان کنم
تا بفهمد این زندگی
چرا اینقدر دیر تمام شد.
محبوب من
تو که باشی وقت خودش
دست از دویدن میکشد
و ثانیهها روی لبانت
مینشینند تا بوسه بگیرند.
محبوب من
دستت که به دستم خورد
مثل شکفتنِ یک ستارهی تازه
تمام جهان با نفسهای
من روشن شد.
محبوب من
تو کنارم که هستی
حتی سکوت رنگینکمان میشود
و هر نفسم موسیقیِ معجزه است.
چکامه
محبوب من
باغچهی کوچکِ حیاط
با یک قطرهی باران
زنده میشود
من با یک نگاهِ گرم تو.
محبوب من
کلید را که میچرخانم
در خانه باز میشود
اما.قفل دلم شاه کلیدش
فقط تو هستی
چشمانت
آلبومِ عکساند
پلک که میزنی
ورق میزنم
خاطراتِ فردا را...
کاش دوربین بودم همیشه بر شانه ات
لمس می نمودم دست های مر دانه ات
آرامش همینجاست؛
در تپشِ مشترکِ دلها،
که هر نفسِ تو،
به من جان تازه میدهد،
و هر نگاهت،
سقفِ آسمان را
به خانهی عشق بدل میکند 🕊
نه صندوقچه،
که دلِ من باغیست پنهان،
درختانش نامِ تو را
بر برگهای سبز نوشتهاند.
هر بار نسیم بگذرد،
عطرِ تو
به هزار شاخه میپیچد،
و هیچ حسودی
راهی به این جنگلِ سپید ندارد... 🕊
یک چیزها هستند
که نبودشان، روز را از من میگیرد.
مثل بخار چایِ دمکشیده در قوری،
مثل عطر نانِ تازه،
مثل بارانِ آرام بر سقف شیروانی،
مثل صدای دورِ رادیوی همسایه
که هنوز بنان میخواند...
اما همهی اینها
بهانهاند
برای رسیدن به یک حقیقت:
روز،
بی خندههای تو
هرگز روز...
محبوب من
من واسه داشتن تـــو
تموم دنیامو میدم .
توی رنگ اون چشمات
تموم رویامو دیدم
امشب،
ماه را به رنگ نگاهت نقاشی می کنم
و ستارهها را به لبخندت،
تا خوابِ تو
پر از روشنایی باشد...