متن زندگی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات زندگی
بیا تا زندگی کنیم
حتی با یک نفس!
هرچند ساده؛ ولی
به درک هجاهای شعر
و نواهای عشق سفر کنیم
بیا تا زندگی کنیم هرچند در زندان
اما بی زندان ذهن
چون پرستوها پرواز کنیم
دستانت را به من سپار
در جاییکه آغوشی از
خلوص دوستی و شفاست
در جاییکه...
همیشە در وجود هر خندەای،
گریەای لال، پوزخند میزند
همیشە در وجود هر گریەای،
قهقهای ساکت، پوزخند میزند
همیشە در وجود هر سیاهی،
درخششی میدرخشد و لبخند میزند
همیشە در وجود هر خوشبینی،
یک بدبینی پوزخند میزند
همیشە در اعماق وجودت، زندگیی هست،
که مرگ را بە سخرە میگیرد
لیکن...
[آدمی، فقط آدم است و دیگر هیچ]
زندگی، توانا یا ناتوانمان میکند
زندگی، زیبا یا زشتمان میکند
زندگی، بزرگ یا کوچکمان میکند
زندگی، شیرین یا تلخمان میکند
زندگی، سنگین یا سبکمان میکند
زندگی، جلیل یا قلیلمان میکند
ولی
آن زمانه است، که تنها ناتوانایمان میکند
آن زمانه است، که تنها...
وقتی که آدمی از مادر زاییده میشود
گریه و زاری میکند.
زیرا خوب میداند،
در این بازی که اسمش زندگیست
یا دیوانه میشود
و یا دیوانهاش میکنند.
زندگی،
دو دروازه دارد،
یکی برای داخل رفتن و
دیگری برای خارج شدن...
افسوس که همهی ما
در تقلاییم برای رسیدن به
دروازهی دوم...
جانم از چشمم همیشه جاری است
زنده ام اما نمیدانم چرا؟!
آدمها هستن که زندگی رو پیچیده میکنن؛
خود زندگی به طرز عجیبی ساده ست...
بوسه رادوست دارم نه در هوس
زندگی را دوست دارم نه در قفس
تورا دوست دارم با تمام نفس.
دیوارهای این قفس را میشناسم
هر ترک و هر گوشهاش آشناست
اینجا امن است، اینجا مطمئن
اما اینجا زندگی نیست، فقط نفس است
بیرون، طوفان است
بیرون، ناشناخته است
اما بیرون، زندگی است
یک قدم... فقط یک قدم
قلبم میلرزد، پایم سنگین است
اما چیزی درونم فریاد میزند:
"اینجا بمانی،...
بهترین چیزهاى زندگی رایگان هستند!
لبخند، خانواده، دوستان، خواب،
عشق، خنده و خاطرات خوب؛
نمیدانم پس چرا ما انقدر نگرانیم؟!
کوچیکتر که بودم،
با خودم میگفتم مامانم اینا چطور
صبحِ سردِ دنیا رو از زیر پتو پس میزنن،
از خواب دل میکنن و میرن سر کار…
اما الان…
میفهمم آدم وقتی بزرگ میشه
دیگه انتخاب نمیکنه بیدار شه،
زندگی بیدارت میکنه.
میفهمم گاهی دل کندن
نه شجاعته، نه بیخیالی…
یه...
آدمها هستن که زندگی رو پیچیده میکنن؛
خود زندگی به طرز عجیبی ساده ست...
ممنونم، منم
در آینهی روزهای خسته،
نامی کوچک،
اما پر از تپشِ سپاس.
منم،
که در سایهی هر غروب،
به روشنایِ هر طلوع،
دست میگذارم بر شانهی جهان
و میگویم:
ممنونم از بودن،
از رفتن،
از آمدن.
ممنونم، منم
که در سکوتِ شب،
صدایم را به ستارهها میسپارم،
تا بدانند...
«چه بود زندگی؟»
چه بود زندگی؟ اگر تو نمیرسیدی
سایهای بیصدا، در کوچهها میدوید
روزها بیخبر، شب به تکرار میگذشت
ماه هم بیدلیل، بر آسمان میپرید
باد میرفت و هیچ، برگ نمیلرزید
رود میرفت و هیچ، موج نمیخندید
اما آمدنت، معنیِ بودن شد
عشق در خانهی دل، پنجرهای بگشود
آنکه باورت نکرد
چون تکهی یخ
در دهانِ رودخانه
خاموش شد،
بیردّی،
بینامی.
تو اما ایستادی،
با چشمانی که هنوز
جرقههای پنهانِ شب را
در خود نگه داشتهاند،
با قلبی
که برای خویش میتپد،
نه برای سایههای دیگران.
عمر،
خطی باریک است
بر شیشهی بخار گرفته،
و تو آموختهای...
آدم هرکاری بخواهد می تواند انجام دهد
آزاد است
می تواند تمام پرندگانی که سر راهش برای پرواز قرار می گیرند را بدون درنظر گرفتن هدف و مقصدشان راهی سفر خودشان کند
اما هر پرنده ای به یک امیدی رو به روی هرانسانی ظاهر می شود
یکی برای نان، یکی...
من نیز چو خورشید🌻دلم زنده به عشق است
درختی می افتد،
همه متوجه
صدای افتادنش می شوند،
اما یک جنگل رشد میکند
کسی متوجه نمی شود
مردم اینگونه اند،
به رشدت توجه نکرده
بلکه به افتادنت توجه میکنند…
پس مواظب جای پایت باش
قانون انتظار می گوید منتظر
هرچی باشی همان وارد زندگیت میشود......