نمیدونستی از اون اول چقدر دل من واسه تو هی تنگ میشد شب و تا صبح چجوری سر میشد آسمونم به هوام ابری شد فکر اینکه من نباشم پیشت فکر اینکه آخرش چی میشه واسه تو شاید یه روز عادی شه ولی واسه من مثل آتیشه بعد تو دیگه نتونستم...
زل میزنی توو چشم مگه میشه از نگاه به تو خسته شم برق میزنه چشات زیر نور شهر با تو شدم آرومترین مرد شهر تو شدی همه کسم از همه گذشتم تا به تو برسم حس تو بیشتر گذاشت رو من اثر از هیچی نترس نگو دلواپسم اگه دلت با...