دست روزگار ازم دورش کرد از کسی کاری دیگه بر نمیاد از قدیم تو گوشمه یه شعر تلخ اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد , اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد دله من خیلی گرفته این روزا دوست دارم از ته دل گریه کنم نمیدونم بعد اون باید به کی...
Shahram Solati Nahang درد فراوان که شد زخم نمایان که شد حرف دوا رو زدم خیلی درا رو زدم هیچ دری روم وا نشد ماهی دریای دل گم شد و پیدا نشد گم شد و پیدا نشد پا که در گل نشست آب که از سر گذشت حرف هوا رو...