گریه هم نیازه گاهی واسه فهمیدنه خنده گاهی آدم واسه دیدن چشماشو باید ببنده مجبورن آدما گاهی حرفشونو پس بگیرن گاهی واسه زنده موندن آدما باید بمیرن با نگاهت دمه رفتن دیگه پاهامو نلرزون بذار راهی بشم اینبار منو دیگه برنگردون با نگاهت دمه رفتن دیگه پاهامو نلرزون بذار راهی...
کجا بودی که تو تنهاترین حال گریه میکردم کجا بودی که من یک عمر با درد زندگی کردم همین امشب تقاص هر دومونو از تو میگیرم دلت خوش بود نمیفهمیدی بی تو تنها میمیرم میمیرم اگه گریه میکرده گفته اینبار و اشتباه کرده اگه خسته و سرده بهش بگین اون...
این شهر منو میاره یاد تو چه تنها شدم بعد تو انگار یکی میگه بذار برو نمیخوادت تو رو باید بری این شهر آدماش دلم رو میشکنن شبیه دشمنن بعد تو میدونستی من میخواستمت تو رو , تو رو خدا نرو نرو نیمه های شب خیابونای شهر منو عذاب میدن...