دست من نیست که اینگونه دلم غم دارد ناخودآگاه به یاد تو بهم میریزم
تو از میان همه،انتخاب من بودی چرا نتیجه ی آراء ز نام تو خالیست؟
آخر سال است و رایج،شیوه ی تفریح تو میپری از روی قلبی که خودت سوزانده ای
دلیل سرخی این گونه ها که سرما نیست هلال روی تو احمر نموده روی مرا
سیزده بار اگر جان بستانی از من باز تا زنده شوم با تو گره خواهم خورد