مرتضی راحت ز غمها می شود دردهای او مداوا میشود با رخ گلگون و فرق غرق خون در جنان مهمان زهرا می شود شهادت مولا امیر المؤمنین تسلیت باد
باز امشب عشق تنها میشود / زخم سهم فرق مولا میشود آفتاب عشق گلگون میشود / سینه سجاده پرخون می شود پشت نخل آرزو خم میشود / داغ حسرت سهم آدم میشود جاده می ماند غریب و بی سوار / ذوالفقار عدل می گیرد غبار «شهادت مولا امیر المؤمنین تسلیت...
قتل علی است خاک مصیبت به سر کنید همچون یتیم گریه برای پدر کنید ای نخل های کوفه ببارید خون دل شب را به یاد غربت مولا سحر کنید شهادت مولا امیر المؤمنین تسلیت باد
رفته از دنیا حضرت حیدر دخترش زینب میزند بر سر تازه شد داغ مادرش زهرا بار دیگر شد غمزده مضطر شهادت مولا امیر المؤمنین تسلیت باد
مردی میان بستر در حال احتضار است مردی که مسلمین را مولا وشهریار است رنگ رخش پریده آثار زهر وزخم است زخمی که از خوارج بر او به یادگار است شهادت مولا امیر المؤمنین تسلیت باد
خون جبین به گلشن حسنش گلاب شد چون شمع سوخته نور پراکند و آب شد از خون او به دامن محراب، نقش بست بر این شهید، ظلم و ظلم بی حساب شد شهادت مولا امیر المؤمنین تسلیت باد
باز امشب عشق تنها می شود / زخم سهم فرق مولا می شود آفتاب عشق گلگون می شود / سینه ی سجاده پرخون می شود پشت نخل آرزو خم می شود / داغ حسرت سهم آدم می شود جاده می ماند غریب و بی سوار / ذوالفقار عدل می گیرد...