مثه یه سایه دائم تعقیبت میکنم که چی بشه چرا ترجیح میدم آسمونه دلم باز ابری بشه تو رو ناخواسته درگیر میکنم با عشقی که یه روزی تمومه زندگیم بود و تموم شد شبا با چشم خیس سرمیذارم رو بالشی که تو نبود چقد باهاش بگو مگوم شد از خودم...
تو این حالی که خمار نگاهتم تو بند چشاتم نذار نرو تو این حالی که بدونه تو قلبم نمیزنه یک دم مثه ابرم پر بارون چشام خیسه چشام گریون مثه این شهر دلگیرم دارم تو تنهایی میمیرم , دارم تو تنهایی میمیرم تو این حالی که خمار نگاهتم تو بند...
پشت به پشت هم نشستیم حرف تازه ای نداریم زل زدیم به روبرومون هردومون فکر فراریم که حالا دل نگرونیم نمی خوایم حتی یه لحظه دیگه پیش هم بمونیم از نبودنت میسوزم چقده داغه خیالت من بمونم یا بمیرم فرق نمیکنه به حالت خیره موندم به نگاهت توویه عکس روی...