کاش میخواندی در گوش دنیا آوازی که مانده در گلوی ات کاش پر بگیرد پرنده ی تو از پشته میله ی آرزوی ات کاش جان بگیرد صدای آزادی رو در روی ات تو محکومه عمری سکوتی من از درد تو میشکستم تو میپیچی در بی صدایی من اما هم صدای...
از آن سوی شب می آیم باری از حسرت بر دوشم خورشیدی پنهان در دستم آوازه باران در گوشم مانده در بیتابی در شبی مهتابی قصه گوی تنها من روز و شب سرگردان در میان طوفان ماهی بی دریا من سیب رویاهایم را چیدم از باغ باور با فریب حوا...
که میرسد از راه تو تا رسیدی ستاره ای افتاد از دریاها گذشتی رها شدی در باد دیدمت بوییدمت بوسیدمت در خواب از تو دنیا زنده میشد آن شب مهتاب دیدمت بوییدمت بوسیدمت در خواب از تو دنیا زنده میشد آن شب مهتاب جهان لبریزه ما باران از شوقمان ترانه...