چشمایه دیوونت چاله روی گونت آجر به آجر خونه مو درگیره تو کرده کی دیده تا این حد عاشق بشه یه مرد هر آرزویی پیشه تو میشه برآورده موجه تویه موهات پیوند ابروهات دریا رو با لبهایه خشکیدم یکی کرده با حاله چشمات مست اما حواسم هست این روزایه خوبی...
دارم غرقه نگاهت میشمو کاش دیگه هیچ امنی نباشه زمانی آتش از چشمات بباره میشم باغی که سوختن از خداشه هنوزم غرقه اون حسم که گاهی به لبهات طرح یک لبخند میده همون حسی که این خاک کویر و به باغ آرزو پیوند میده تو نیستی خونه غمگینه نفس تو...
ترانه وشعر آهنگ نگو این آخرین راهه نگو دیگه نمیتونم بدون تو ی دل مردم نرو واجب تر از جونم بدون تو چقد تلخم غریب و سرد و آواره منو تنها نذار اینجا نگو این آخرین باره نمیدونم چرا حالم به چشمات بستگی داره ولی دنیای من بی تو ی...
تو با نگاه سرد من با چشای خیس داری میری اما اصلا حواست نیست داری میری اما حالم دگرگونه دوری واسم سخته واسه تو آسونه این رفتنه ساده این دوریه سوری این حاله بی معنی اشکای اینجوری یعنی نه غم داری نه فکر برگشتی یعنی دله ساده دور خودت گشتی...
نه به جونه تو د مگه میتونم من بدونه تو نه به جونه تو د مگه میتونم من بدونه تو حاله چشمای تو نگاهای تو به دلم میشینه تعبیر رویاهام هر چی که میخوام میدونم همینه میخندی ای جان همین الان میمیرم واسه تو حرفاتو بزن بگو به من حاله...