همیشه دوست داشت که بخونم براش
حتی توو روز تولدشم هم آرزو کرد بمونم براش اون واقعا خوب بود اولاش
ولی قسمت نشد که بمونم باهاش هرچی که میگذشت واسش عادی میشدم
دورتر میشد وقتی دچار مشکل مادی میشدم
من ساده مغلوب زیبایی خدادادیش میشدم منو واسه خودم نخواست بهتر...