پامو میذارم روی برف هیچی نمیگمو یه حرف میگه که از عشق بسوز مگه دوست داره هنوز ته سکوتمم یه حس میگه که این خیانته صبوری کردی و دیدی خیالش از تو راحته دیگه سکوتو میشکنم میخوام که فریاد بزنم موندنه تو خیانته ندیدی عاشقت منم عشقتو بردار و برو...