تو از من ساده دل کندی نگو این کار تقدیره عجب جایی شده قلبت یکی میاد یکی میره چه تلخه این دم آخر که راهی غیر رفتن نیست مدارا کن نگو با من که این عشق وصله ی من نیست دلت از شادی لبریزه دلم آشوبه آشوبه تحمل میکنم وقتی...
تو در دلو جانی انگار همانی که دلم خواست بمانی ای کاش بدانی که برایم مثله جانی دیوانه ی مجنون بی منطقو قانون با زلف پریشون دل میبری آسون , دل میبری آسون چه دل میبری آسون آغوشه دلم روی تو شد باز نکن ناز نکن ناز دنیای منی دلبر...
چه حاله خوبی دوتا صندلی چوبی تو و منو چه غروبی مگه میشه بهتر از این چه فوق العادست حرفایی که صاف و ساده ست دلی و بی اراداه ست مگه میشه بهتر از این همین که بی اراده به من دستاتو داده دیگه صدای پاتم مثه آهنگای شاده که...
پاهایی که کارش شده شبگردی و پرسه قلبی که دیگه واسه هیچ عشقی نمیلرزه چشمی که دنیا رو فقط خاکستری دیده این زنده بودن واسه من دیگه نمی ارزه هر روزمو با صد امید از خونه میرفتم هر شب یه اقیانوس گریه خونه میبردم این زنده بودن واسه من بی...
وقت خوبی واسه رفتن نیست چی بگم هنوز یه هفته ام نیست که تو نیستی حاله من اینه که هوای خونه سنگینه اگه دوست داری بیای برگرد تو که آخرش میای برگرد غمت اوضاعمو خرابتر کرد غروبا تنهایی غمگینه من اندازه ی دنیا به چشات حس دارم میترسم تو رو...
تو ماهی و چشمون سیاهت شب تارم چه حسه عجیبو دل فریبی به تو دارم بین منو تو راز قشنگی است که عشق است دل را تو نباشی به که باید بسپارم دستم به تو و موی تو بند است نگریزی می دانمو می دانی عزیزم که عزیزی بی تو...