نشستم با چند تا قاب عکس خالی منو یه آدمه خیالی نمیدونه دارم چه حالی کجایی پسم زدی تو اشتباهی آخه ندارم هیچ گناهی واسم نمونده جز تو راهی دله منو بی آبرو نکن واسم خوشبختی آرزو نکن برگرد بیا که این دوری تموم نشه دلم نبود تو بهونشه هنوزم...
چشمات اشکه چرا آب نمیخوام نیزه به مشکه چرا آب نمیخوام برگرد عمو چی اومده به سرت خون چشات مثله خودم برگرد پیشم عمو یا که فراموشت شدم عمو جونم تو کجایی پره اشکه تویه چشمام دله من آروم نداره پره دردم خیلی تنهام پره دردم خیلی تنهام عمو جونم...