تو حواست نیست که چه زیبایی غرقتم عمری مث دریایی تو حواست نیست که چه آسونه میدونی تو کنار خودم عالیه جات تنهایی هر کجا که برم خالیه جات میبینم خودمو توی اون نگاه زیبات میدونی عاشقم نفسم بنده به تو کار من هدیه کردن لبخند به تو خوشحاله دل...
بی تو در هر جای این دنیا اسیر غربتم تو که از اول به دلتنگی ندادی عادتم از همان روزی که از شهر خیالم پر زدی از همه دنیا گرفتی و شدی هم صحبتم عادتم دادی که در باران به یادت آورم عادتم دادی کنارت باشمو عاشق شوم در هوایت...
از حرفهای تو غزل از چشمهای تو عسل با فصل روسریه تو بوی ترنج میرسه دستاتو که به من بدی دستم به گنج میرسه از یه طرف باعث خوب از یه طرف با رویه خوب تو میرسی و میرسم من به یه آرزوی خوب آباد میکنن منو ویرونه میکنن منو...
تا قبولش میکنی ردت کنه حالتو بگیره و بدت کنه بره از شهرت به یک شهر دیگه هی اسیره رفتو آمدت کنه حتی به حرف خودش پشت کنه دستشو رو صورتت مشت کنه از یه جایی نمیشه درکش کنی از یه جایی نمیشه ترکش کنی از یه جایی نمیشه با...
شکفته بهارون گل سرخه خورشید باز اومد و شب شد گریزون گل سرخه خورشید باز اومد و شب شد گریزون کوها لاله زارن لاله ها بیدارن تو کوها دارن گل گل گل آفتابو میکارن تو کوها دارن گل گل گل آفتابو میکارن تویه کوهستون دلش بیداره عطر گل و گندم...
دریا غرقه چشماته چشمام مات رویاته اومدی تا تن من , بی تن تو خسته نشه حرفام مونده تو سینه ام وقتی تو رو مییینم تو بگو تا لب من , بی لب تو بسته نشه تو آرومی من آرومم انگار حالت حاله منه دنیای من تو چشماته چشمای تو...