یه بغض کهنه که رخنه کرده توو وجودم یه عکس قدیمی از جفتمون که روبروم هست یه دنیا خاطره یه عالم دلخوشی که با تو داشتم چشای بیتاب و بیخواب و بیمارم اشکهای بی اراده ام روی گونه ام میبارن دوست دارم رو شونه هام وقت گریه سر بذارم دنیام...