احضار
کلبه ای تاریک
شمعهایی روشن
سوسوی باد
آهسته وردهایم را خواندم
تاریک تاریک مثل قلبم
صدای تق تق درب
همه آرام آرام آمدند
همه ارواح
حتی دورترین پدر بزرگهایم
نگاهشان کردم
همه خاموش
پرسیدم
پدرم، بابا کو؟
به هم نگاه کردند
و به من هم
آرام نجوا کردند
او...