اگه رفاقت شما بیش از هفت سال دووم بیاره شما دیگه دوست نیستید، خانواده اید
خونواده مث اجاق میمونه زود ازش جدا شى پخته نمیشى دیر ازش جدا شى بى مصرف باقى میمونى .
من تو را مثلِ آخرین روزِ هفته مثلِ پنج دقیقه خوابِ بیشتر مثلِ یک صبحانه یِ دورهمی مثلِ بویِ سنگکِ داغ، دوست دارم من تو را مثلِ یک چایِ دبش و گرم مثلِ یک صندلی کنارِ شومینه مثلِ یک کلبه یِ چوبی در دلِ جنگل، دوست میدارم من تو را...
ته پیاز و رنده رو پرت کردم توی سینک، اشک از چشم و چارم جاری بود. در یخچال رو باز کردم و تخم مرغ رو شکستم روی گوشت، روغن رو ریختم توی ماهیتابه و اولین کتلت رو کف دستم پهن کردم و خوابوندم کف تابه ، برای خودش جلز جلز...