زندگی مردگان در خاطره زندگان نقش بسته است.
افکار بیان نشده، هیچ ارزشی ندارند.
شهامت یعنی بدانی از چه چیزی نترسی.
اگر من همه قوانین را رعایت کرده بودم هیچ وقت به هیچ کجا نمی رسیدم.
اگر کارها را آهسته تر انجام دهی، متوجه چیزهایی می شوی که قبلا ندیده بودی.
من بدون شک یک زن هستم و از این موضوع لذت می برم.
هیچ چیز مثل هدفی استوار ذهن را آرام نمی کند.
در هنگام تاریک ترین لحظات است که باید بر روی دیدن روشنایی تمرکز کنیم.
من در کنار پدرم بزرگ شدم، به همین خاطر بیشتر از بقیه زن ها راجع به ماشین ها می دانم.
من هیچ وقت مرد پیری نخواهم بود. از نظر من، سن پیری همیشه 15 سال پیرتر از سن من است.
همسر من از آن زن هایی است که بدون مادرش هیچ جا نمی رود، و مادر او همه جا می رود.
تو دو انتخاب داری: می توانی فرار کنی و مخفی شوی و دنیا را به خاطر مشکلاتت سرزنش کنی، یا اینکه ایستادگی کنی و تصمیم بگیری که شخص مهمی باشی.
هر کسی که تصمیم بگیرد زندگی خود را وقف سیاست کند، می داند که پول درآوردن اولویت اصلی او نیست.
کسی که بر جوانان تسلط داشته باشد، آینده را به دست می آورد.
بین مرد و زن امکان دوستی نیست. اشتیاق، تنفر، ستایش و عشق وجود دارد، ولی دوستی ممکن نیست.
اگر مهم ترین هدف ناخدا این بود که از کشتی خود محافظت کند، همیشه آن را در لنگرگاه نگه می داشت.
وقتی با دختر خوبی زمان خود را سپری می کنی، یک ساعت مثل یک ثانیه می ماند. وقتی بر روی ذغال داغی می نشینی، یک ثانیه مثل یک ساعت می ماند. این نسبیت است.
تنها کاری را انجام بده که قلبت به تو می گوید.
من می توانم هر چیزی که راجع به زندگی یاد گرفته ام را در سه کلمه خلاصه کنم: همچنان ادامه دارد.
اصول اخلاقیات به معنای واقعی این نیست که چگونه خودمان را شاد کنیم، بلکه چگونه خود را شایستۀ شادکامی کنیم.
مرگ و عشق دو بالی هستند که انسان های خوب را به بهشت می برند.
من موسیقی را زمانی که به من احساس می دهد دوست دارم.
عشق واقعی از درک متقابل می آید.
تا وقتی به موفقیت نرسی خبری از تحسین نیست.