من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی این تاول و تبخال و دهان سوختگیها از آه زیاد است نه از خوردن آشی از تنگ پریدیم به امید رهایی ناکام تقلایی و بیهوده تلاشی یک بار شده بر جگرم زخم نکاری یک...