خوبه یه چیزی داری بهش تکیه کنی خوبه تو داری کم میاری خوب بلدی گریه کنی خوبه با بچه بازیات ساختی منو همش پشته گوش انداختی منو مثه قبلا نیستی ته قلبم تا همینجام اومدی دیگه نه بوی عطر پیرهنت نه اون چشای روشنت نه حتی خط خنده هات حواسمو...
من مات تصویرت شدم سرباز بی تیرت شدم چشمای تو ماه شبه فانوسه این راه شبه من التماسه ممتدم دیوونه ی عشقت شدم تو مثله بغضه آخری جاری نمیشی بگذری رگبار بارونه صدات من زخمیه زخم نگاهت دستم به دستت میخوره دل آبرومو میبره حالا چه وقته رفتنه وقتی که...
من هنوز صاف شده دلم با اونی که شکست قلب زخمی منو دلش اومد ول کرد و رفت من هنوز صاف نشده دلم باهاش کار دارم دوست دارم ببینمش خیلی حرفا دارم من هنوز هر شب سواله توو سرم چرا برید اون همه عشق و علاقه و محبت رو ندید...
شبیه فیلما شده قصه ی رفتنت آرزوم شده بری عطرم بمونه رو پیرهنت ایندفعه رو قول بده ایندفعه رو دور شو بهم اجازه بده آرزو کنم تو رو آخرشم نمیشه تو یه ذره دور بشی ازم به من فرصت نمیدی یه شعر غمگین بگم زیادی خوبی تو واسم چشام پره...
بهت بد نکردم بخوای بد بشی از این عشق مطلق بری کم برشی منو جا بزاری توو این حال بد توو چشمام یه بارون نم نم بشی دارم گم میشم توو خودم بعد تو دارم بغضمو توو دلم میشکنم ازم دلخوری حالتو میدونم دلیل عذاب تو شاید منم میزنی میبری...
تو دلم پر از سواله این هوا بارون نداره محاله که بازم بارون بیاد و تو رو یاد من نیاره محاله کوچه خیسو نم گرفته که دلم آروم نداره قراره خاطراته زیر بارون رو دلم اثر بذاره دوباره یه امشب تو بگو میشه باز با خیاله تو اینجا قدم بزنم...
اه انقده زور توو بازومه لازم نی فحش بدم و شیک و مجلسی میدم کشته رو نداری طاقت یه مشت منو برو نگاه نکن پشت سرو) (سیاهیا بخشی از راه بزرگن که اگه نبانش رنگا معنی نمیدن ازشون نترس باهاشون عشق کن باهاشون بجنگ نهایت خواب و آرامش توو عمق...
یه وقتایی رفتن واسه موندنه باید پا بذاری رو هر چیزی که هست یه حرفایی رو بهتره که نگی باید بی صدا رفتو آروم شکست یه وقتایی باید تظاهر کنی هنوز زنده ای و نفس میکشی با اینکه بلایی سرت اومده که از زندگیت داری دست میکشی به من نزدیکی...
کاری کردی دلم بی تو دلسرد بشه بدتر از این دلم از همه ترد بشه حتی تو تیر و مرداد تنم سرد بشه رفتی تا این پسر بچه هم مرد بشه سوژه ی مردم حال بیمار من قفل رو در همش چشم بیدار من تا تو شاید بیای بازه دیدار...
دو سالو نیم چه زود گذشت همین که ازت دور شدم شنیدم عروس شدی مبارکه عروسکم یه مشت بغضه بی ثمر گلومو پر کرده غم یه سری حرفا دارم کجایی قاصک جونم کجایی قاصدک جونم بگو برنگرده بگو اون قسم میخورد نره ولی رفت دیگه برنمیگرده بگو برنگرده بگو اون...
چشماتو ببند تصور کن خیلی آرومو ریلکس به من فکر کن به لحظه ای که کناره هم میخندیم چه خوب ما دو تا همدیگرو میفهمیم هر جا که هستی خاطراتو مرور کن از اتفاقات بد سریع عبور کن بیا برگرد بازم به من زنگ بزن مثله قدیم به من حرفای...
بوی پاییز بوی بارون داره میاد آروم آروم سرد و خسته قطره هاشو میریزه تویه خیابون بارونه پاییزیه من پشته شیشه ها میشینه تمومه بغضه دلم رو پشته شیشه ها میبینه من تنم زخمیه راهه از دروغای تو خسته من ازت گذشتم اما اون بالا خدا نشسته من دارم از...
خوابت رو دیدم انگاری کردی صدام از خواب پریدم من که بعد از تو یه روز خوش ندیدم من که از هر کس به غیر از تو بریدم چی شد که رفتی شاید نبودم آدم روزایه سختی چیزی نمونده هر چی بود گفتی و رفتی , گفتی و رفتی نمیکشم...
کاش میشد برگردم دوباره ببینم اونجایی هنوز ببینم داری برمیگردی راهی و که رفتی ی روز سخته باور کردن اینکه دیگه نمیبینم تورو کاش به حرفم گوش نمیکردی وقتی بهت گفتم برو توو پر میکشم هنوز اطمینان دارم بهت میرسم ی روز بدون تو پاییز میزنه چه زود تب تابستون...
بذار آروم از این احساس خسته تر شم به این به تنهایی وابسته تر شم دستهامو کودکانه به دست تو میسپارم من ندونستم هزاران دست در کار است قایقم را عاشقانه به موجه تو میسپارم غافل از اینکه ساحلها چه بسیار است اگه روزی به حاله من شدی درگیر برای...
از اینکه عاشقم هستی از اینکه عاشقت هستم و میدونی به غیر از تو غرورم رو به پای هیشکی نشکستم غرورم رو به پای هیشکی نشکستم ولی ترکم نکن هرگز منو ویرون نکن با این خداحافظ باهام کاری نکن مردم بگن بدجوری بی رحمی میدونم میری و چیزی از احساسم...
محو تو میشم حالا با دستای من آرومی منو بی خوابی خیلی جذابی من بمیرم تو اینقد خانومی حسه تو چشام بهت بیماره یه جوری که از همه بیزاره اینقده مهم شدی واسم که همه چی بهت بستگی داره همه میگن که تو زیادی شی نمیشه که واسه من عادی...
یه روز یه پرسید ازم میتونم چیزی رو بهت بگم گفتم چی میخوای بگی بگو جواب میدم جوابو از این دله خراب میدم من و منی کرد پرسید چرا این قدر سنگین شدیم ما آدما چرا قلبامون دیگه نمیزنه چرا کینه از ما دل نمیکنه شبامون سیاه روزا خاکستری میگیریم...
راهی به جز موندن ندارم حرفی به جز رفتن نداری میری ولی حاضر نمیشی روی غرورت پا بذاری هر چی بهت اصرار کردم دستات ازم هی دور میشد راضی به این دوری نبودم اما دلم مجبور میشد تب روی تب هر روز هر شب تاوانه این احساسو دادم وابستگی وابستگی...
هلی هلی یالا هلی هلی یالا هلی هلی یالا هلی هلی یالا بالا بالا دستا بالا , بالا بالا دستا بالا چه تماشاییه آخ عجب جاییه , آخ عجب جاییه چشمات نمیدونم چی شد اصلا که شدم جادوی , که شدم جادوی الا یا سمعونی الا , الا یا سمعونی...
حال من حال عجیبیست عجب حال خوشی تو کنار منی ای وای چه اقبال خوشی حال من حال عجیبیست پر از شور و شرم تو که باشی همه عالم برود از نظرم به تو دلبسته شدم از همه خسته شدم بین این عالم و آدم به تو وابسته شدم تویی...
چقدر تلخه که این روزا داره بی تو تموم میشه تمومه خاطراته من داره بی تو حروم میشه چقدر دلگیره این جاده بدونه رد پای تو شده غمگین ترین آهنگ برای من صدای تو لب ساحل بدونه تو چقدر تنهایی راه رفتم کجا دستامو ول کردی که راهو اشتباه رفتم...
بگردان ساقیا آن جامه دیگر بده جان مرا آرامه دیگر بگردان ساقیا آن جامه دیگر بده جان مرا آرامه دیگر به جانه تو که امروزم ببینی که صبرم نیست که صبرم نیست تا ایام دیگر تا ایام دیگر , تا ایام دیگر , تا ایام دیگر صد بار صد بار...
عشقه تو دار و ندارم شده دیگه قلبم اینو داره میگه دل بهم دادی و حالم شده بهتر خنده هاتو شدم از بر آره هر جایی بحث تو باشه من واسه تو جون میدم نازتو میخرم عشقم این حسو دست کم میگیری تا خودم اخماتو وا کنم جات روی چشمم...