تخیل میکنم هربار توی و قلب پر مهری تمام آرزوها را، شدم شاید شبی دیدار گالان هستم به گومیشان ، تو هم سلماز یک ایلی همه دنیای این روزام همه دشت یموت توست به دشت اسبت فراوان است تفنگهامان پر از ایمان مثل این بغض دیوانه مسلح تا بن دندان...