ما در حال انتخاب افرادی هستیم که می توانیم آنها را شکست دهیم.
فقط بدو کمی از بقیه فاصله گرفته بودم و داشتم نرمش می کردم. مرد میانسالی آمد و گفت: «این چیزایی رو که می نویسی از خودت درمیاری یا واقعیه؟» گفتم: «واقعیه.» مرد گفت: «پس چرا تنهایی؟ برادرت و دوستت و اون یکی نمی دونم چی ات کوشون؟» گفتم:...