آمدم که کنم،چراغی روشن
درتاریکی شدم برنور،دُشمن
موج پرتلاطمُ،طوفان وفریاد
قایق بی بادبانم را،بردسوی باد
قایق شکسته ی دردل طوفان را
کی دارد راه نجات،جزلطف خدا
راهی جاده امیدم،شاد اماخسته
خسته از این دلِ،به دنیا وابسته
بسته ام دل،به لطف کردگار
ببخشد به کرمش من گنهکار