روزی از این تلخ و شیرین روزها روز پوچی همچو روزان دگر سایه ای از امروز، دیروزها دیدگانم چون شبانی تیره تار گونه هایم چون تگرگی گرد و سرد ناگهان یک نیم نگاهی ، این دلم را سخت ربود تا کمی آرام شود دل از فریاد درد