قفسی از غم های دوران، در سینه دارم قصه ها دارم اما،دلی بی کینه دارم ز ابر تیره می بارد بارانِ حسرت و من هم عادت به تلخی این، غُصه ی دیرینه دارم در آن تاریکی شب، گم شد سرنوشتم از گردش چرخِ فلک، بر دل پینه دارم بس زمستان...