متن اشعار امین غلامی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات اشعار امین غلامی
مـــا مسـتــ خیـــال شمـــاییم،
شمــا چطـور..؟
مبــادا جــز آغــوش مـــا.
هــوس آغــوش دیگــری هواییتــ کنــد...
کـــاش یکــ دم هــم کــه شــده.
خیالتــ بی خیــال خیــال مــا میشــد...
پرسید:
چه صنمی باهاش داری.؟
گفتم او همانیست
که نگاهـــش
خوابــ شبــ را
از نگــاه من ربود...
آغوش تـو
تنها پنـــاه
امن آغــوش
مــــاستــــ...
تفاهــم یعنی:
دنیای من و چشــم سیه ات.
هر دو یکــ رنگـــ است.
نه کـــم تر و نه بیشتـــر...
صبـح چشمـــان خمـــار تـــو
چشیــدن دارنـــد...
آغوشتـــ
آرامش محض دنیای مـــن است...
غـــم به دل راه ندارد،
وقتی تو مثل نفــس در تــن ما بسیاری...
اگـــر قسمتــ شـود وصلتــ رســد روزی
بـدان از شدتــ شوق شبــ وصلتـ
همیـن یکـــ ذره جــان هـــم
ترکـــ مــا گویــد...
امید
به شوق
وصل
توست،
که مرا
زنده
نگه
داشته...
پرستش چشمان تــو تنهـــا گناهــم بود...
نه به خاطــر خـــوردن سیبـــ نه،
من به خاطــر پرستــش چشمــان تــو،
از بهشتـــ رانــده شــدم...
کاش
اشتباهی
هم که شده.
سرنوشت تو را
مـــی انــداختــــ
داخل روزگـــار من...
تـــو
تنها اتفاق
شیرینی
که قصد
افتادن
در دامان
دل را ندارد...
کجایــی
ببینــی
دلواپسی هایم
سراغتـــ
را میگیرند...
از عشق
تــــو
شیرین
شـــده
کــام
مـــن...
کــاش دلــش قصـد وصــل مــا کنــد.
کــاش...
تـــو بایــد مهــربان باشــی،
که اینگونه به دل افتــاده مهــــر تـــــو...
تــو برای آغــوش تنهـــایی مــن.
بیـــش از حــد نیستـــی.
تـــو همــانی،
که یادتــ را هر شبـــ به آغــوش میکشم...
همچون خـــدا دوستتـــ دارم،
ای زیباتــرین خیــال تنهــاییِ مـــن.
دلتنگی هایم،
آغوش تو را بهانه میکند...
بدجـــور
به نداشتنت
مبتلایــم...