امین غلامی (شاعرڪوچـڪ)
سعـے بر آن است، ڪه بـے نام و نشان ترڪ دنیا نـڪنیم... کپی بدون ذکر نام ممنوع ⛔ با افتخار اهل بروجردم،شهر(آیت الله بروجردی)(صامت بروجردی) و معروف به (پاریس کوچولو) امیدوارم که مورد پسندتون باشه و دوست داشته باشید🙏💐
در موج خیال تــــو،
دیوانه دلم غرق است...
تکیه کردم در کنار خاطراتت،
مانده ام چشم به راهت که بیایی...
بی تو در خلوت شب،
اشک به جای لب مست تو نشست بر گونه...
در گوشه ی تنهایی، دل یاد تو می افتد.
دل یاد تو می افتد، باران به چشمانم...
نگاه گرمت بدجور قلبم را نوازش میکند...
آغوشتـــ جـــان میدهــد،
برای بافتن یکــ زندگی شاعرانه...
جهان دار مکافات است.
و من از این همه دنیا.
فقط تنها تو را خواهم.
و حتی خوب میدانم
که یک نخ از پریشان زلف تو.
سهمم نخواهد شد.
ولی با این وجود،
((باز دوستتـــ دارم...))
و من از سردیِ چشمان مستش خوب فهمیدم.
که عشق از آن دم اول به دل انداخت حسرت ها...
همه شب از غــم و دلتنگی رویش،
به مثال شمــع میسوزد جــان...
خبری نیست بجز دوری و دلتنگی تــ🫵ــو...
بی تــ🫵ــو گر جان ترکــ ما گوید،
بدان شکــی نیستـــ ...
دلبر جانانه آن استـــ .
که دل را ندهد بر همه کس...
بــی تــ🫵ـــو
کــل آرزوهام،
غرق حسرتــ گشته اند...
احوال دلم خوبـــــ استـــ ،
گــــر یاد تـــ🫵ـو بگذارد...
مثلــ ما نسلی پــر از حسرتــ ،
نزایید و نزایید و نزایید دنیــا...
سرد تر از برگریزان پاییز،
نفس های ماست بی تو...
امشب از شوق وصال تو،
به چشم خوابی نیست...
خواب شب از چشم من.
شوق وصال تو ربود...
ویرانه دل ماست، که صید نگه اوست...
مبتلایم به نداشتنت،
و این بی امان دردیست که به آن مبتلایم...
دل اگر سرد شود.
از غم بی مهری اوست...
من دیوانه ی مجنون شده را،
تاب دلتنگی تو نیست که نیست...
چشم تو بس خیمه گاه،
شب شعر های من است...
دل دیوانه ی ما را،
به جز وصل تو نیست درمان...