من و تو بارها زمان را در کافه ها و خیابان ها فراموش کرده بودیم........ و حالا زمان داشت از ما انتقام می گرفت!
تو نیستی و هنوز مورچه ها شیار گندم را دوست دارند و چراغ هواپیما در شب دیده می شود عزیزم هیچ قطاری وقتی گنجشکی را زیر میگیرد از ریل خارج نمی شود.