غم دست به قلم بردن چه راحت و آسان اما ... روی کاغذ رقصاندنش چه سخت و دشوار ساناز ابراهیمی فرد
زمان . فریاد دلم گمشده ی زمان است گام هایم ناپیدای راه دستم شکست خورده ی اعمال است نگاهم کور شده ی روزگار. ساناز ابراهیمی فرد
💕 مادر 💕 گفتم دانه های سیاه زلفانت را گره زنم به سپیدی بامدادان گفتم چین و چروک پیشانیت را نقش بندم بر کوهساران درخشش دیدگانت را بسازم ستاره ای بر افق ها گفتم سیاهی اش را آسمانی قرار دهم بر ستاره اش لرزش دستانت را بسازم گهواره ای بر...