علم می زنم به دل رنگ مشکی غم می زنم تو این تکیه های محرم همش دارم زندگیمو رقم می زنم
آینه به آینه زهرا توو محملا رسیده عطر نجف به جان کرب و بلا وزیده همه به دور شاهن مثه ماهن دلیران حرم همه مثه پروانه به فرمانه یل صاحب علم گرم مناجات عمه ی سادات شاه دو عالم می خونه هیهات مناالذله
خوبه سایه ی علم هست گو به گوشه ی حرم هست همه ی دنیا رو گشتم مگه بهتر از توهم هست خوبه سایه ی علم هست گو به گوشه ی حرم هست همه ی دنیا رو گشتم مگه بهتر از توهم هست به خدا اونا که نوکر تو اقا شدن...
نهاد پا در فرات، خواست لبی تر کند برای اهل حرم، آب میسر کند داغ عطش بر لبش هر طرفش دشمنی باز در این مهلکه یاد برادر کند تشنه لب داده جان بر لب دریای آب خجل از روی او گشته دل آفتاب دست عباس چون جدا شد محشری در...