متن عطش
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عطش
تو، توانِ دل شدی، در جذرِ قلبِ عاشقم؛
در ریاضیِ دلم، مهرت، مشدّد کرده ام!
جزر و مدّ شورِ دریای عطش، پیوسته تو؛
سوی خود، همواره دریای تو را، مد کرده ام.
احساس عطش کردم یاد لبت افتادم
ای روضه هر روزه اشکم شده افطارم
اعظم کلیابی بانوی کاشانی
تپشهای جنون را می شمارم؛
عطشناکیِ دل را می نگارم؛
برای بودنت در لحظه ی حس،
دلم را دست قلبت می سپارم!
شاعر: زهرا حکیمی بافقی (الف احساس)
بگذار ستاره ها تشنه بمانند
بگذار آفتاب گرسنه بتابد
تو از نَم گیسویت
عطش را در من
کی فرو می نشانی؟
ای افطار روزهای بلند خرداد و تیر
در رمضان های آمده و نیامده
علیرضا مرادی
عاشق من بودی یا تصوری که ازم داشتی ؟
(عطش)
آنگاه که در سایه ی مبهم شب
در بستری چمنزار
از آسمان شب
عشق می بارید
در سکوتی بی پروا
در راهرویی مملو از کاج های خاموش
قدم زنان در رگ های تنم
به استقبال عشق آمدی
نفس هایت را در بارشی شجاعانه
به اندام خسته ام دمیدی
...هجوم...
باز هوای ابری تو تیره کرده آسمان خیالم را.چه لذتی داشت آبتنی در چشمان غزل گوی تو.شاید تو دلیل سردرد های ناهنگام من بودی،شاید هم من ساده دلی بودم که بی قایق دل به دریا زدم.گاهی دوست داشتن ها بهایی به قیمت جان دارد و گاه تبعید زجر آور دارد.فصل...