متن غلامرضا شکوهی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات غلامرضا شکوهی
به روی ساغر چشمش خطی مورب داشت
دو جام جای دو چشم از نگه لبالب داشت
بدیع مثل ژکوند از دریچۀ لبخند
هزار موزه هنر بر کتیبۀ لب داشت
نه، آن حریرِ به دوشش نشسته زلف نبود
به روی شانۀ خود آبشاری از شب داشت
چنان ز هُرم تنش سوخت...
در حال بارگذاری...