تو چه می دانی که پس هر نگه ساده ی من چه جنونی،چه نیازی،چه غمی ست؟ یا نگاه تو که پر عصمت و ناز بر من افتد، چه عذاب و ستمی ست
چه کرده ایی تو با دلم.......! که نازِ تو ... نیازِ ماست!!
چه کرده ایی تو با دلم..! که نازِ تو ..... نیازِ ماست!!
حتی پیکاسو هم نمیتواند ناز تو را بکشد!