از سپیده دم صبح امروز تا تاریکی شبِ فردا اشک میریزم از امروز به گذشته میدوم به دقیقه ها قبل ساعت ها روز ها و سال ها از امشب به ده سال گذشته میپرم و کسی که آن شب مرا رنجانده را به خاطر میآورم و اشک میریزم چه حافظه...