متن نوشته های معصومه سعادت
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات نوشته های معصومه سعادت
سلام🕌
۵۰ ساله ها می دانند که هبوط اشتباه بوده است . هیچ کجا به بلند بالایی و دلگشایی قله قاف نیست .
کنج دره ها و میانه باتلاقها را باید رها کرد و خسته و بیرمق به آن بالا برگشت . یا مسیر سقوط را با سرعت بیشتری ادامه...
سلام . شمردن نعمتها ( و ان تعدوا نعمه اله ) ، پله پله بالا رفتن است . دایره دید وسیع میشود و خیلی از چیزهایی که معمولی به نظر می رسید نعمت است و باعث خیر و برکت میشود .
سلام .
نور ،صدا ، حرکت .
کودکی از کوه پایین آمدن است . راحت است اما به اندازه کافی شادی و هیجان دارد .
نوجوانی شبیه پر درآوردن است . باید بپری بروی گنجی بیابی ، به جایی برسی ، کسی بشوی .
۴۰ سالگی زمین گرد است ....
سلام . انسان کامل ؛
با او صفت یا عقیده یا رفتاری نیست که بشود زدود یا کاستی ای که بتوان افزود .
در دایره قسمت با خدا اظهار نیاز میکند و امر از او میگیرد : لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی .
خلق به او محتاجند...
سلام .
🌹 شجاع و آرام و گرم و دلارام بود .🌹
🌹 از آنها که بر فرش منزل دارند و به گاه اوج ، سیمرغ عرش قافند . 🌹
🌹 زندگیش بر مدار سعادت و جان دادن به طریق شهادت . 🌹
🌹 در بیعت فرزند زیبایش در پناه...
سلام .در جنگ اراده ها برنده کسی است که اراده اش رضای ولایت است .
سلام ابا صالح . یا مولای
گذشت بر ما روزگاری تلختر از زهر و تو غائب بودی .
نسیم که پرپرمان کرد طوفان شدیم .
شب پره پرده ها درید تا اسیرمان کند ، پروانه شدیم و پیله انداختیم .
دانه جوجه کفتری بارید و ما کرکس استخوانخوار شدیم ....
آسمان خوب و قشنگ است ...
حمل و عقرب و میزان و دو تن/ زهره و مشتری و تیر و زحل / آسمان پرده زیباییهاست / صحنه قدرت و غمخواریهاست / این همه جلوه گری هست ولی ...تخطئه نیست / بحث و دعوائی نیست / همه حرمت دارند / شرم...
سعادت مرحمتی هست اما شقاوت اتفاقی نیست . آنکه بصیر بود و حقیقت عریان را دید و انکار کرد به شقاوت محض رسد.
ابرقدرتکهای جهان دوره افتاده اند ، برای لقمه ای نان پشت دیوار خانه ما زوزه میکشند .
شاهان تاریخ به اطراف عالم لشکرکشی میکرده اند و امپراطوران از کشته پشته میساختند و چه و چه .
این' ولایت ' است که ازین طرف تا آنسوی کهکشان حلقه خاتم اوست و...
سلام
دخترکی اوایل فیلم سینمایی " پلن پرواز " ۲۰۰۵ وارد هواپیما میشود و میخوابد . آخر فیلم هم در حالی که مادرش هواپیما را به زمین نشانده و آن را منفجر کرده بیدار میشود .
حق گرفتنی است . و گر نگهدار من انست که من میدانم هیچکس غلطی...
سلام
من به قله رسیده ام .
روزش از قبل گرمتر نیست و شبش تاریکتر است .
خسته ام . اینجا تنهاترم . از خانه دورم .
اشیا این طرف کوه کوچکترند و قله کوه ان طرف باشکوه تر است .
از بچگی دلم میخواست و هنوز میخواهد بزرگ شوم....