بارها و بارها خودت را به دیوانگی زدی
که درد وعذاب وجدانت آرام و بی قراری هایت پاک شود
کاش این چنین نبود
پشت حرفهای ناگفته من ،سکوتی خاکستری حکم فرماست
چه صبری دارم ،که اقیانوس اطلسی حرفهایم ،تیر وتار و
تاریکی مطلق وجودم را تسخیر نموده است
تو میدانی...