این جنگ چه روایت های ناتمامی داشت در هر بندش تو بار و بندیل یک مسافر در فراری که بی خداحافظی می رود چند سلام مانده به توت های سرخ زن همسایه هم به یاس های زرد پیوست بوی مهربانی می داد از جنس آن کوچه های همیشه لبخند عجیب...