سِر معشوق،لبانی چون،وسمه خواب است لبه تنُگ خونین لبش ، از می ناب است گرمی بوسه کشداربه نوشینِ لاجرعه می ازسُکر طلب کار،لبش به ز شراب است ساعتی وصل تنش به زعمریست عبادت این شیوه عیاری نو ، رسم رباب است پیچ اندامش از پیچک و گل ، نقش تاب...